تبليغاتX
دومانلی آذربایجان

دومانلی آذربایجان

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

ملت آذربایجان لب به سخن گشوده است….و چه فصاحت و بلاغتی دارد این ملت کبیر و کهن !

در نزد فرد فرد ملت آذربایجان و تک تک تورکان سرزمین آتشها، گلوی حق گو، قلم حق نگار و سلاح حق بان مقدس است. حضور بارز این سه عنصر را به راحتی میتوان در اشعار، حکایتها و ماهنی های آذربایجان مشاهده کرد. آذربایجان در یک سو عاشقانه هایی به لطافت لیلی و مجنون را زمزمه می کند و از سوی دیگر حماسه هایی را به صلابت کوراوغو فریاد می کشد. غایت تاریخ آذربایجان، حرکت در راستای دفاع از شرافت و حریت است.
شیوه آذربایجان در تحقق این آرمانها چیست؟!

شهید سعید سلماسی، اندیشمند، چریک و شاعر انقلاب کبیر مشروطیت، قریب به صد سال پیش، مبارزه ملت آذربایجان را در سه حلقه آتشین طبقه بندی کرده است:

- اودلو سوز (کلام آتشین)
- اودلو قلم (قلم آتشین)
- اودلو سیلاح (سلاح آتشین)

شواهد موجود مبین آن است که حرکت ملی آذربایجان مرحله اول را طی کرده و اکنون در درون حلقه آتشین دوم در حال حرکت است. این بدان معنا نیست که کلام آتشین به سردی خواهد گرایید. بلکه اکنون گلوهای آتشین و قلم های شعله ور، یکجا بر علیه آپارتاید، ارتجاع و استبداد در حال زبانه کشیدن هستند. سئوال اینجاست که ملت آذربایجان در کدامین مرحله از حلقه قلم آتشین جای گرفته است؟!

آذربایجانی که طی دهها سال گذشته سر و تن را بصورت شجاعانه ای فدای دردهای ایران کرده بود و خود بی نصیب ازکامیابی، تنها نظاره گر دردمند کشتار فرزندها و تاراج ثروتهای ملی به دست خودکامگان گردیده بود، در صدها شب شعر، دهها نشریه دانشجویی و یا کثیرالانتشار، دهها طومار کثیرالامضاء، دهها قورولتای ملی (تولد بابک، روز مشروطیت، شهادت خیابانی، وفات صفرخان، شهادت ستارخان، شهادت زهتابی، روز زبان مادری، یادبود نسل کشی خوجالی،…)،… سخن گفت و حقوق آسمانی، انسانی، ملی و قومی خود را به آرامی و به لطافت برزبان آورد و به گونه ای محترمانه و حتی با آزرمی کودکانه از حاکمان تمنا کرد که لمپنیسم را فراموش کنید، دست از تحقیر زبان و فرهنگ و تاریخ دیگر اقوام و ملل این سرزمین بردارید، دوران نژاد پرستی و کوکلوس کلن بازی به سر آمده است، به تحریف وقیحانه تاریخش خاتمه دهید، اقتصاد بی مثالش را به بهای شکوفایی کویر از خاک به خاکستر تبدیل نکنید، داشناکهای قاتل ارمنی را در قتل عزیزانش در انسوی ارس یاری ندهید…

اما شما در برابر این همه نزاکت و ادب چه کردید؟!

- بر شدت تحریف تاریخ و فرهنگ و هویت آذربایجان افزودید. گویی با دشمنان آذربایجان به مسابقه رفته اید. حتی در دشمنی با فرهنگ ملی ما، گوی سبقت را از ارامنه و روسهای مسیحی نیز روبودید،

- اقتصاد ما را سوزاندید، شهرهای ما را به روستا و روستاهای ما را به قبرستان تبدیل کردید،

- آذربایجان جنوبی را به مقتضای جهل و جعل خود، در درون ۱۲ استان، آذربایجانات ساختید،

- اسامی تورکی را ممنوع کردید و کوشیدید تا با تعیین اسامی فارسی، حتی کوهها و دشتها و رودهای ما را نیز در وطن خود بیگانه کنید،
- صدها هزار تن از فرزندان آزادیخواه تورک را یا در زندانهای مختلف تحت نامهای متفاوت اعدام کردید و یا در جنگ ایران و عراق فدا و اسیرو معلول نمودید،

- قلعه مغرور بابک را با گسیل دهها هزار نیروی مسلح تبدیل به ساخلوی نظامی کردید تا مگر کوهستانها را نیز مطیع خود کنید،

- ماهی صفت نام بد نامی را مامور نثار بدترین فحشها به تورکها کردید و وقیحانه به نشان ملی هنر مفتخرش نمودید،

- در صدا وسیما هر چه توانستید از تورک و تاریخش بد گفتید و سریالهای موهن بر آنتن راندید،

- قتلهای زنجیره ای به راه انداختید و تمثال شرم آور دولتهای جهان شدید،

- در ۲۰ تیرماه ۱۳۷۸ دانشگاه تبریز را به رگبار بستید و دانشجویان را چون فاتحین به اسارت بردید،

- انسانها را در ملا عام به شلاق بستید، زنان را سنگسار کردید و دست بریدید و چشم کور کردید،

- قوپوز مظلوم آذربایجان را شکستید تا وافور مشئوم کرمان را جایگزینش کنید،

- در کتب مدارس، دانش آموزان معصوم آذربایجانی را علیه نژاد و تاریخ ملت با عظمت خود تعلیم دادید تا مگر به زعم خود تورکزاده را فارس کنید،

- در مهد کودکها، لانه عقرب براه انداختید، روح و جسم خردسالان ما را خبیثانه به نیش کژدم گرفتید، تا طفل آذربایجانی را از بدو سخن گفتن از زبان مادریش جدا کنید و بعبارتی هویت مادریش را به قتل برسانید،

- پای غیر بومیان را برای بیتوته در غرب آذربایجان بازکردید و دست خونین تروریستهای پژاک و پ ک ک را به روی ملت ما گشودید،

- بدترین بلاها و مصیبتها را بر سر میراث فرهنگی و تاریخی ما آوردید. بلایی که اشرف و محمود افغان نیز برسر تمدن و تاریخ ما نیاورده بودند،

- دست و تن مهران، این کودک هفت ساله تورک را به خاطر اینکه در اول مهر ماه سال ۱۳۸۴، خواستار آموزش به زبان مادریش شده بود را درروستای قیرمیزی خلیفه قوشاچای به زیر شلاق گرفتید،

- تورکان را در نشریه رسمی دولت ایران، بصورت بی شرمانه و حساب شده ای سوسک نجاست خوار توالتهای فارس نامیدید،

- شقیقه و چشم و سینه صدها معترض را به گلوله بستید و میخکهای سرخ وطن را در خونشان غلتان کردید،

- بیش از ده هزار نفر را فقط در سلسله قیامهای سال ۱۳۸۵ زندانی کردید،

- اساتید، خبرنگاران ، معلمان و وکلای خدمتگزار آذربایجان را به محبس بردید،

- انواع شکنجه های دلخراش را بر نور چشمیهای بابک و ستارخان و ثقه الاسلام و شریعتمداری روا داشتید و اکنون نیز روا می دارید،
- فحاشان و قاتلان را یا ستودید و یا به آرامی تبرئه کرده روانه خارج ساختید،

- هنوز نیز دست از بی شرمی برنداشته اید و صدها تن از وارثان قیام عظیم ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ را، همزمان با نخستین سالگرد سلسله قیامهای خرداد ماه گذشته به زیر شلاق و دشنه گرفته اید و شکنجه های وحشیانه ایران باستان را بر تن و جان دردانگان وطن می ازمایید،

- شبانه به خانه های امن مردم هجوم می برید و در برابر چشمان گریان مادر، فرزند را شکنجه می دهید و به اسیری می برید،

- انسانهای هویت طلب را همراه با کتابهای هویت پرورشان می دزدید، تا مبادا مشعل رهایی روشنتر شود،

- حدیث جعل می کنید و مردان پارسی را از قول خاتم الانبیا روانه ثریا میکنید،

- ستارخان را دزد و شرور می نامید و تورکها را در ملاء عام یکبار عمربن عبدود و دگر بار بعنوان قاتل شهدای کربلا معرفی می کنید،

- …

این همه ستم را برای این روا می دارید که آذربایجان می گوید من تورکم و آزادی خواندن و نوشتن به زبان مادریم را می خواهم.

جوخه های اعدام شما به سوی ملت ما نشانه رفته اند. وحشیانی که در چهارم خرداد ماه ۱۳۸۵ بیش از ده انسان حریت طلب را فقط در شهر کوچک سولدوز در خون خود غلتاندند اشرفهای افغان روزگار امروزند. ایا برای فرونشاندن شهوت خون خود، باز هم خون می خواهید!؟

وای بر شما!

اکنون چگونه خواهید توانست در چشمان آتشین جوانان شعله ور آذربایجان نگاه کنید؟! خوب می دانید که به دلیل جنایتها و شقاوتهایتان، آذربایجان روز به روز بلکه ساعت به ساعت از ایران مملو از ستم و زجر و شکنجه شما در حال فاصله گرفتن است!

دستتان را بر آذربایجان دراز کرده اید. به سوی ملتی که پایه های بقای این کشور است شلیک میکنید. یقین بدانید که دروازه های جهنم را به روی خود گشوده اید… تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ… و این تنها تورکان آذربایجان و تورکمن و قشقایی و خلج و خوراسانی نیستند که از شما متنفرند، یقین بدانید که همه ایران علیه شما است.

از اقوام مختلف بگیرید تا اصناف متعدد!

با علمای دین چه کرده اید؟! آنها را نیز به اسارت و تبعید می برید. در بیداد گاه خود حکم می کنید که حجت الاسلام عظیمی باید خلع لباس شود. اما یقین بدانید که در نظر ملت رشید آذربایجان، لباس روحانیت بیش از هرکس دیگری شایسته و بایسته تن او است.

پول نفت را چه می کنید!؟ نفت بشکه ای ۷۰ دلار است. در طول تاریخ چنین بهای گزافی نداشته است. بودجه ملی ایران را صرف چه می کنید که این همه کارگر و معلم و راننده و دهقان، از فقر به خیابانها می ریزند و شما بدون کوچکترین درنگی چماق بر سر آنها می کوبید. چه کرده اید که اعلمی، این نماینده از فیلتر گذشته تبریز، در مجلس می ایستد و دولت را بخاطر سرکوب وحشیانه تورکها در سراسر آذربایجان، متهم به نقض بیش از ده اصل قانون اساسی می کند؟!

در هر کجای این مملکت آتشی در زبانه است

حبابهای متراکم قیام اکنون از کف دیگهای سنگی صبر ملتها در حال رها شدن در سطح جامعه است. باور کنیم که بوی انقلاب می آید و چگونه انقلاب نمی توان کرد وقتی که تبریز عزیز، تبریز حریت طلب، تبریز امیرخیز، شمشیر بابک را برداشته باشد، پوتینهای ستارخان را پوشیده باشد، قلم پیشه وری را در دست گرفته باشد و پای در جای پای خونین نابدل ها، سعادتی ها، مرضیه ها، صمدها، ساعدی ها، تبریزلی ها، زهتابی ها و فرزانه ها و همچنین عباس خانها، متین پورها، یکانلی ها و ائلمانها گذاشته و رایت قیام برافراشته باشد…

همه جهان صدای پر طنین قیام ملت ما را شنیده است، در محافل مهم دیپلماتیک دنیا از آینده آذربایجان جنوبی سخن می گویند، مدتی است که دولتهای اروپایی در مذاکرات خصوصی خود اصطلاح پرافتخار ملت آذربایجان جنوبی را زمزمه می کنند، ما در حال تولد هستیم و شما در حال مرگ، تولد ما به معنای تقویت صلح، امنیت و آزادی برای همه جهان و بخصوص برای ملتهای همسایه است.

در برابر طوفان قدرت وعصیان اراده ملت آذربایجان، جهان تعظیم کرده است. شما چه کودکانه و جنون آمیز دست و پا می زنید!

به چه می نازید؟!

به باتومها، چماقها، سلاحها، تانکها، توپها، جتهای جنگنده و دستگاه سرکوب غدار خود می نازید؟! بنازید که روسهای کمونیست نیز با آن همه عظمت و شوکت در برابر قیام ملت آذربایجان شمالی در ژانویه سیاه ۱۹۹۰، مثل کلوخ خرد شدند. اگرچه ارتش سرخ در وطن ما رودخانه های خون براه انداخت اما خود نیز دراین سیلاب خونین فرو غلتید و متلاشی شد. ما ملتی هستیم که اتحاد جماهیر شوروی را به زانو در آوردیم. حساب کارتان را داشته باشید.

می توانید تک تک هویت طلبان را ترور کنید و بکشید، اما ملت آذربایجان را چه خواهید کرد؟! باید که زندانی به بزرگی آذربایجان تدارک ببیند و آن موقع خواهید دید که ملت ما نیز سنگری به وسعت آذربایجان مهیا کرده است. پیشوایان ملی و دینی ملت آذربایجان اکثرا شهید شده اند و چه شهادتی.
یا مثل قمر بنی هاشم و خورشید قصر جمهور قطعه قطعه شده اند و در هر زخم، مصممتر از همیشه از ایمان و اعتقاد و استقلال انسانی و ملی خود دفاع کرده اند و یا همانند ستارخان در سخت ترین زمان نبرد پیشنهاد بیگانگان را برای التجاء به غیر نپذیرفته و شگفتا در میان آتش و خون گفته اند که هفت دولت را به زیر بیرق آذربایجان در خواهند آورد!

ملت رشید آذربایجان اکنون پشتیبان دانشجو، کارگر، معلم، بازاری و دهقان هویت طلب خود است. به همین دلیل است که دژخمیان شما در قیام اخیر تبریز، صاحبان همه دربهای باز خانه ها و مغازه ها را زیر کتک و دشنام گرفتند. بدانید که آغوش این ملت همواره به روی فرزندان هویت طلبش باز است. مگرمی توان براحتی فرزند را از مادر و ناخن را از گوشت جدا کرد!؟

این ملت بدون آنکه تشکیلات منسجمی داشته باشد بصورت شگرفی منسجمتر از هر ملت متشکل دیگری حرکت می کند. یقین بدانید که بزودی این ملت منسجمترین و صمیمی ترین تشکیلات مقاومت جهان را خلق خواهد نمود. شما هرگز روموز دیسیپلین و حیات ملت تورک را کشف نخواهید کرد. دختر و پسر و زن و مرد این ملت، ضمن مکیدن شیر مادر، عشق به ناموس و وطن را در عروق خود دوانده است. اگر شما برای حفط قدرت نامشروع خود می جنگید، ما جانمان را فدای وطن و فدای فداکار وطن می کنیم. در نزد ما آذربایجان برترین ناموس است. جان انسان و جان جهان است.

خدای ما آزادی است

تاریخ وطن ما مملو از افتخار است. ما خود را فرزندان تومروس، آتیلا، گورشاد، دده قورقود، طغرل، آلپ ارسلان، ملکشاه، سلطان محمد فاتح، شاه اسماعیل، نادرشاه، عباس میرزا، رسولزاده، آتا تورک، پیشه وری، ائلچی بی… می دانیم. تاریخ ملت ما غیر قابل منازعه است. اراده ملی ما در فریادهای مردانه جواد خان و فرزندانش منعکس شده است آن موقع که بر فراز قلعه وطن رو به روسها و ارمنی ها فریاد کشید: اولمک وار دونمک یوخ!
خوب می دانیم که فاشیزم امکان بازگشت واصلاح ندارد. شما در هر حرکت پلهای پشت سر خود را تخریب می کنید و چه شتابان به سوی سقوط نزدیک می شود!

به گواهی تاریخ بارها ایران در پرتگاه سقوط قرار گرفت و آذربایجان جانبازانه مانع این سقوط شد و شما هر بار در نهایت ناجوانمردی و عهد شکنی منجی خود را به درون چاه نژاد پرستی افکندید. ننگ بر شما باد!

اکنون مجددا در فکر طراحی پارک اتابک دیگری علیه فرزندان آذربایجان هستید. یپرمهای ارمنی را صدا کرده اید تا آزادی را به گلوله ببندند.
اکنون اسارتگاههای شما پر از قهرمانان ملی آذربایجان است. عباس خان لسانی، ائلیاز یکانلی، سعید متین پور، ائلمان نوری، جلیل غنی لو و صدها هویت طلب حق پرست دیگر.

تمام آذربایجان را زندان کرده اید. اما روزی جای زندانی و زندان بان عوض خواهد شد. ظلم را از حد گذرانده اید. هر روز جنابت بر جنایت انباشته میکنید. جوانان را در تبریز به خاطر شنیدن موسیقی آذربایجانی به گلوله می بندید، دانش آموزان را در مدارس بازداشت می کنید، جوانان را در شکنجه گاهها دست و پا می شکنید…

بر شقیقه هویت طلبان کلت می گذارید و تهدید می کنید. به فکر خامتان چه آمده است؟! می پندارید که سکوت خواهیم کرد و سکون اختیار خواهیم نمود؟!

سیصد گل سرخ و یک گل نصرانی ما را ز سر بریده می ترسانی
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم

خود بگوئید که از کدام گروه و مسلک هستید که کردارتان، کاملا تهی از آداب انسانی و اسلامی است!

اما بدانید که آذربایجان راه خود را انتخاب کرده است. هر طور که می خواهید زندگی کنید. اگر توانسیتد مملکتی برای خود حفظ کنید صلاحش را خود بدانید.

ما میخواهیم همچون کبوتری صلح طلب باقی بمانیم، نمی خواهیم چون پرنده شکاری شویم، نمی خواهیم از حلقه آتشین دوم خارج شویم، نمی خواهیم روزی بگویید که وای بر ما، آنها می خواستند کبوتر بمانند!

چکیج آلتیندا محقّر ازیلیر گونلرجه بیر دمیر پارچاسی بیر تیغ مهیب اولماق ایچین

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

 
 

 

میللی شورا- براساس اخباری که از آذربایجان جنوبی دریافت کرده ایم اخیرا در سطح شهرهای تورک نشین تبریز، اردبیل، قزوین، همدان، قم، زنجان، تهران، بیجار، سولدوز، اورمو، ماکو... اسکناسهایی ممهور به جملاتی نظیر:

-          تورک دیلینده مدرسه،

-          هارای هارای من تورکم،

-          آذربایجان تورکوندور تورکون قالاجاق،

-          آذربایجان تورکلری بیر له شین!

-          شهیدلر اولمز، وطن بولونمز،

-          تورکون دیلی اولن ده گیل باشقا دیله دونن ده گیل،

-          غربی آذربایجان، پژاک تروریستلرینه قبیر اولاجاق!

-          سیاسی زیندانی لر بوراخیلسین،

-          آذربایجان اویاقدی اوز دیلینه دایاقدی،

منتشر شده است و دست به دست می گردد. برخی معتقدند این رفتار می تواند در واکنش به درج حدیث جعلی مردان پارسی بر روی اسکناسهای 50 هزار ریالی نیز ارزیابی شود

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

مراقب باشيم تا تاريخ ساختگي را با ساخت تاريخ تصحيح نکنند

 

کتابها٫ مقالات و فيلمهايي که آقاي پورپيرار در طي سالها ارائه کرده اند حاکي از وجود دروغها و جعليات بشماري در جهت خلق امپراطوري نامرئي هخامنشيان ميباشد. به گفته وي براي از بين بردن آثار قتل عام عظيمي که به دست يهوديان در منطقه خاور ميانه رخ داده و به قتل عام پوريم مشهور است٫ دانشمندان اروپائي و آمريکائي در سلسله عملياتي تحت عنوان باستانشناسي در ايران٫ اقدام به حکاکي٫ مجسمه سازي و خط خوانيهاي جعلي نموده اند. وي حتي تخت جمشيد را متعلق به ملتهاي منطقه ميداند که در اثر حمله وحشيانه هخامنشيان که مزدبگيران يهوديان بوده اند از بين رفته است. آقاي پورپيرار ثابت ميکند که اين بنا هرگز به اتمام نرسيده چون بعد از قتل عام پوريم٫ ديگر کسي در منطقه زنده نمانده بود تا کار ساختماني ان را به اتمام برساند.
وي با اشاره به اينکه در کتاب مقدس يهوديان (تورات) يک بخش کامل با عنوان “استر” به توضيح قتل عام پوريم ميپردازد٫ اما در کمال تعجب ميبينيم که از اين اتفاق در تاريخ باستانشناسي غرب اثري نيست. وي ميگويد غربيها و خصوصا يهوديان با حساسيت خاصي اين موضوع را پنهان ساخته اند. آنها حتي اشاره اي هرچند کوچک به اين اتفاق نميکنند تا حدي که حتي در کتابهاي مرجع تعريفي براي اين اتفاق نوشته نشده است.

وي با اشاره به اينکه از امپراطوري هخامنشيان که بنا به روايات يهوديان بر ۱۲۵ ملت يا کشور حکم ميرانده اند هيچ اثري به جاي نمانده و حتي يک ساختمان معمولي نيز از آن دوران در دست نيست ادعا ميکند که هخامنشيان کاري ساخته و پرداخته غربيها ميباشند. وي معتقد است الواح يافته شده نيز تازه ساز بوده و اصلا خصوصيات الواح تاريخي را ندارند.

هر چند تحقيقات مستند آقاي پورپيرار قابل توجه بوده و داراي ارزش علمي ميباشد ولي بايد در نظر داشت که وجود اشتباهات در کار هر محققي٫ ميتواند در آينده مشکل ساز باشد. همچنانچه در ۷۰ سال پيش دانشمندان اروپائي امپراطوري هخامنشيان را علم کردند٫ کارها و نوشته هاي ناصر پورپيرار نيز ميتواند به همين نحو در تحريف تاريخ به کار گرفته شوند.

در فيلم يک (۱) از سلسله مجموعه “تختگاه هيچکس” و در دقيقه ۱۹:۳۰ آن به جملاتي کوتاه از آقاي پورپيرار ميرسيم که ادعا ميکنند هخامنشيان به جايگاه خود در کناره هاي درياي “خزر” (روسيه کنوني) برميگردند. وي حتي اسم مليت آنها را نيز خزر معرفي ميکند.

ميدانيم که در تاريخ امپراطوري خزر يا خزران متعلق به تورکها بوده است. بنابراين با داشتن اين جمله از آقاي پورپيرار و اطلاع محدود از امپراطوري خزران٫ توصيه ميکنم محققان تورک براي بررسي بيشتر و در صورت لزوم اعتراضات علمي وارد صحنه شده و اين ادعا را تحليل کنند.

براي از بين بردن يک اشتباه تاريخي نبايستي اجازه داد اشتباهات تاريخي ديگري رخ بدهند.

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

ایش دییه سن یاشدی یئنه

 

فیرتانا   دؤندو      توفانا

وولکان آغیز آچدی  یئنه

ائل گوجو    گلدی میدانا

ایش دئیه سن یاشدی یئنه

 

ظولمون اؤزو اولدو عیان

یاد گؤزونه   دولدو دومان

فرمانینی     وئردی زمان

قیزدی قازان داشدی یئنه

ایش دئیه سن یاشدی یئنه

 

کسمز اولوب زور پیچاغی

توتمورو       حیله بویاغی

مرکزین      آخسیر ایاغی

قورخو قویوب قاچدی یئنه

ایش دئیه سن  یاشدی یئنه

 

تهران اؤزو      قویدو بارا

چیرکین اوزو    اولدو قارا

قوردو دوزاق دوشدو تورا

عقرب اؤزون ساشدی یئنه

ایش دئیه سن   یاشدی یئنه

 

 

ماللا اؤزون  قابلاسادا

بایرامی سوخسا یاسادا

مللت اینانمیر   قاسا دا

راوی سؤزون چاشدی یئنه

ایش دئیه سن    یاشدی یئنه

 

ائللریمیز  ال بیر اولور

اؤزگه لییین   کؤکون یولور

دوست سئوینیر دوشمن سولور

زورلاما زورلاشدی یئنه

ایش دئیه سن  یاشدی یئنه

 

تورک اؤزونو تورک بیلیر

اؤزگه لییین    پاسین سیلیر

آزادلیغین      عطری گلیر

ارتجاع   پیرتلاشدی یئنه

ایش دئیه سن یاشدی یئنه

 

قورتولوشون اسیر یئلی

جوشمادادیر ائلین سئلی

استبدادین    سینیر بئلی

سئل باراژی   آشدی یئنه

ایش دئیه سن یاشدی یئنه 

 

         اسماعیل جمیلی

 

 

 

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

اعلمي از پاسخ پورمحمدي قانع نشد
اعلمي: برقراري حكومت نظامي دربرخي شهرهاباكدام مجوز قانوني صورت گرفته است؟
پورمحمدي:حكومت نظامي در شهرهاي آذربايجان برقرار نشد

سرويس: مجلس
1386/03/22
06-12-2007
15:54:26
8603-12373: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس

در جلسه‌ي علني امروز مجلس شوراي اسلامي سوال اكبر اعلمي از سوي وزير كشور پاسخ داده شد كه توضيحات وزير براي اعلمي قانع‌كننده نبود؛ لذا سوال براي بررسي بيش‌تر به كميسيون مربوطه ارجاع شد.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اعلمي در ابتداي سوال خود از وزير كشور، گفت: اولا اين سوال در هفتم خرداد سال گذشته تقديم هيات رييسه شد كه در 23 خرداد همان سال با حضور وزير محترم كشور در كميسيون امنيت ملي مطرح و به دليل قانع‌كننده نبودن پاسخ وزير به صحن علني ارجاع شد كه عاقبت پس از يكسال انتظار سه هفته قبل در دستور مجلس قرار گرفت، ليكن جنابعالي به بهانه‌ي مخالفت شوراي عالي امنيت ملي و برخلاف نص صريح قانون اساسي از حضور در مجلس جهت پاسخگويي خودداري كرديد كه اين يك بدعت است.

وي ادامه داد: يكي از مشاهير معاصر مي‌گويد فرق بين حكومت و دموكراسي و ديكتاتوري آن است كه در حكومت ديكتاتوري وكلا به ساز دولت مي‌رقصند و در حكومت دموكراسي دولت به ساز وكلا و در هر حال ملت بساز هر دو بايد برقصد، از آنجا كه طبق قانون اساسي دولت ما دولت جمهوري است لذا وظيفه‌ي دولت است كه از مجلس تبعيت كند نه برعكس. ثانيا جناب آقاي وزير! بدون شك هر دولت و حكومتي مايل است كه شهروندانش را با شرايط و هنجارهاي دلخواه او تطبيق دهد.

نماينده‌ي مردم تبريز در خانه ملت، تصريح كرد: قهرا اين امر زماني جامه عمل به خود مي‌پوشد كه هر يك از دولت و ملت به حقوق و وظايف و تكاليف خويش واقف و به آن پايبند باشند. لذا دولتي مي‌تواند از شهروندان خود انتظار داشته باشد كه به عنوان يك شهروند خوب به تكاليف شهروندي‌اش عمل كند كه خود دولت خوبي باشد. دولت خوب به دولتي اطلاق مي‌شود كه همه تلاش خود را مصروف عمران و آباداني، رفع تبعيض و تحقق عدالت، آزادي، رفاه و آرامش شهروندانش كرده و حقوق شهروندي او را به بهترين وجه تامين كند و باطل را بميراند و حق را زنده نگه دارد و ضمنا به قول گوستاو لوبون: بهترين طرز حكومت‌ها آن است كه اهانت به كوچك‌ترين افراد جامعه به منزله‌ي اهانت به جميع موسسات اجتماعي تلقي شود، در غير اين صورت ممكن است كه در مواردي مردم و اقشار مختلف جامعه بنا به دلايلي خود را با شرايط و هنجارهاي دلخواه دولت كه الزاما هم حق نيست، تطبيق ندهند و به نحوي در مقام اعتراض برآيند و همين امر باعث بروز ناآرامي‌ها و شرايط غيرعادي در جامعه شود.

اعلمي گفت: بنابراين در شرايطي كه وضع جامعه به دليل اعتراضات مردمي از حالت عادي خارج مي‌شود، هنر دولت بايد معطوف به بسيج همه امكانات خود براي جهت دادن و هدايت صحيح اعتراضات و هم‌چنين شناسايي علت وقايع و پيشگيري و از بين بردن آن‌ها شود، تا اعتراضات و ناآرامي‌هاي به وجود آمده سبب سلب امنيت عمومي نشود.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، اظهار كرد: لذا اصل بر اين است كه دولت‌ها بستر و زمينه‌ي فرياد و اعتراض مردم را به نحو مسالمت‌آميزي فراهم كنند تا مردم معترض بتوانند صداي خود را به صورت رسا به ديگران و خصوصا دولت برسانند. زيرا شهروندان هر جامعه‌اي تا نقطه‌ي مشخصي تحمل فشار و ناراحتي‌ها را دارند و از آن به بعد را تحمل نمي‌كنند و وقتي فشار بالاتر از حد آستانه‌ي تحمل باشد و به موقع و با استفاده از ساز و كارهاي مسالمت‌آميز رفع و يا تقليل نيابد به انفجار و فاجعه مبدل خواهد شد. لذا نبايد از فرياد و اعتراض‌هاي مسالمت‌آميز مردم كه در قالب راهپيمايي و اجتماعات تظاهر مي‌يابد هراسيد.

اعلمي با بيان اين‌كه اصل 27 قانون اساسي تشكيل اجتماعات و راهپيمايي‌هاي بدون حمل سلاح را آزاد معرفي و آن را به رسميت شناخته است خطاب به وزير كشور، افزود: جنابعالي اذعان مي‌كنيد كه در اين جا مقصود قانونگذار الزاما ناظر به راهپيمايي‌هاي منتهي به تاييد دولت و حكومت نيست و مي‌تواند معطوف به ابراز نارضايتي از عملكرد دولت يا مورد خاصي باشد. بند 7 اصل سوم قانون اساسي هم دولت را ملزم به تامين آزادي اجتماعات و راهپيمايي‌ها كرده است و براي اين‌كه آزادي‌هاي ملت دستخوش تاويل و تفسيرهاي سليقه‌اي دولتمردان نشود صراحتا در اصل 9 همين قانون تاكيد مي‌كند كه در جمهوري اسلامي ايران، آزادي، استقلال و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك‌ناپذيرند و هم‌چنان‌كه هيچ فرد يا گروهي حق ندارد به بهانه‌ي استفاده از آزادي به استقلال و تماميت ارضي ايران كم‌ترين خدشه‌اي وارد كند، هيچ مقامي هم حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزادي‌هاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب كند.

وي ادامه داد: در واقع تنها دولت‌هايي كه از ملت خود مي‌ترسند سعي مي‌كنند كه به بهانه‌هاي مختلف با توسل به سركوب، آن‌ها را زبون و ناتوان نگه دارند تا اساسا قدرت و توان اعتراض از آنان سلب شود و قطعا اين پديده با كرامت و ارزش والاي انساني و آزادي توام با مسووليت او موضوع بند 6 اصل سوم قانون اساسي كه يكي از پايه‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران را تشكيل مي‌دهد، سازگار نيست.

نماينده‌ي مردم تبريز در مجلس خطاب به وزير، گفت: بنابراين اذعان مي‌كنيد كه غيورمردان و شيرزنان ترك‌زبان و آذربايجانيان با اين سابقه‌ي نيكو و تاريخ درخشاني كه دارند حق دارند مانند ساير اقوام ايراني به فرهنگ و تاريخ و زبان و ادبيات خود ببالند و صد البته هر گاه به زبان و فرهنگ و تاريخ و باورهاي آن‌ها توهين شود و يا به هر دليلي گرفتار تبعيض شوند باز حق دارند كه آزرده‌خاطر گشته و آزردگي خود را با توسل به روش‌هاي مدني و با استفاده از ظرفيت مذكور در اصل 27 قانون اساسي يعني آزادي راهپيمايي و اجتماعات به نحو مقتضي بيان كنند.

اعلمي تصريح كرد: چنان‌كه مستحضريد متعاقب چاپ يك كاريكاتور در روزنامه‌ي دولتي ايران و با توجه به برخوردهاي تحقير‌آميز و تبعيض‌آميز مسبوق به سابقه، احساسات فرزندان دانشجويي اين بخش از ملت ايران جريحه‌دار شد و به اين نتيجه رسيدند كه زبان مادري و هويت و اصالت پر افتخار آن‌ها مورد اهانت قرار گرفته است. در چنين وضعيتي اين مردم اگر سكوت مي‌كردند بايد در غيرت و هميت آنان ترديد مي‌كرديم و به خوبي به ياد داريد كه منشاء انقلاب هم يك توهين بود. لذا دانشجويان ابتدا در دانشگاه‌ها به روش كاملا مدني از طريق برگزاري اجتماعات، اعتراض خود را به هر گونه تحقير و توهين به اقوام ايراني و خصوصا جامعه‌ي بزرگ آذربايجاني بيان كردند.

او افزود: متاسفانه به جاي اين‌كه مسوولان دولتي به تذكرات مشفقانه ما مبني بر عذرخواهي از مردم و شناسايي علت‌ها و رفع آن‌ها توجه كنند و به جاي اين‌كه رسانه‌ها و خصوصا صدا و سيما با انعكاس نظرات و خواسته‌هاي قانوني دانشجويان معترض از قدرت تخريبي اين اعتراضات بكاهد و مانع از تعميم آن به بيرون از گروه شود و به جاي اين كه مساله به نحو مقتضي حل شود چاره‌كار را در پاك كردن صورت مساله ديديد و در نتيجه تظاهرات به خارج از دانشگاه كشيده شد، بدون آن‌كه اين اعتراضات و تظاهرات مردمي خللي به مباني اسلام وارد كند و بدون آن‌كه به كسي توهين شود و يا به جايي خسارتي وارد گردد.

به گزارش ايسنا، اعلمي در ادامه خطاب به وزير كشور ادعا كرد: متاسفانه پاسخ بعضي از ماموران و مسوولان تحت امر شما به اين اعتراضات مسالمت‌آميز، هتاكي، ضرب و شتم با قمه و قداره و زنجير و چوب و چماق و در شديدترين وجه آن تيراندازي به سوي مردم بود و همين امر باعث تجري هر چه بيش‌تر مردم و تسري اين اعتراضات به ساير اقشار و نقاط ديگر شد و متاسفانه برخي از افراد موسوم به يگان ويژه‌ي نيروي انتظامي و نيروي مقاومت، با معترضين به بدترين شيوه برخورد كردند.

وي هم‌چنين برخي اتهامات را درباره آنچه كشته‌شدن تعدادي در اين درگيري‌ها ناميد مطرح كرد.

وي گفت: اگر به موقع نسبت به تذكرات اينجانب و سوال مطروحه در كميسيون امنيت واكنش مناسب نشان مي‌داديد شاهد فاجعه‌اي كه در اقليد رخ داد نبوديم.

وي افزود: لذا با توجه به اين‌كه جريحه‌دار شدن احساسات مردم در اثر توهين به زبان و فرهنگ و هويت قومي و ملي آنان امري اجتناب‌ناپذير است و محركي قوي جهت تظاهر اعتراضات به شمار مي‌آيد، از طرفي انجام راهپيمايي و تظاهرات به منظور بيان اعتراضات به موضوع مورد اعتراض به روش قانوني و مسالمت‌آميز از حقوق مسلم مردم مصرح در قانون اساسي است و چنان چه اين تظاهرات با خويشتن‌داري مسوولان امر و به دور از برخوردهاي تحريك‌زا و التهاب‌آور و همراه با تدبير و درايت مسوولان ذي‌ربط و حتي حمايت آنان صورت گرفته و محترم شمرده شود يقينا از پيامدهاي منفي احتمالي آن كاسته و ضمن تخليه‌ي فشارهاي روحي و رواني متراكم شده ناشي از عوامل سائق و زمينه‌ساز اعتراضات با پايان خوشي همراه خواهد شد.

اعلمي گفت: متاسفانه اقدامات و اظهارات و تصميم‌گيري‌هاي ناپخته و بعضا تحريك‌كننده‌ي برخي از مسوولان سياسي، امنيتي و برخوردهاي خشن و فيزيكي و موهن بعضي از تظاهركنندگان گشته و در نتيجه به جرح و قتل تعدادي از شهروندان و تخريب اموال عمومي در برخي از شهرهاي كشورمان نظير تبريز، اروميه، مشكين‌شهر و نقده منجر شد. لذا پاسخ دهيد:

1- نظر به اين‌كه تخريب‌كنندگان اموال عمومي از مردم فهيم نبوده و مورد انزجار آن‌ها هستند، چه اقدامي در جهت شناسايي و معرفي آنان به ملت صورت گرفته است؟

2- مسووليت ضرب و شتم مردم و تيراندازي به سوي آن‌ها كه به جرح و قتل تعدادي از شهرونداني منتهي گشته به عهده‌ي كيست و با كدام مبنا و مجوز قانوني چنين دستوراتي صادر شده است؟

3- با عنايت به اين‌كه برقراري هر گونه حكومت نظامي مستلزم كسب مجوز از مجلس است، برقراري حكومت نظامي موقت در بعضي از شهرها و جلوگيري از رفت و آمد مردم عادي با كدام مبنا و مجوز قانوني صورت گرفته است؟

4- مبناي برخي از دستگيري‌ها چيست و تاكنون چند نفر مجروح و مقتول و دستگير شده‌اند؟

نماينده‌ي تبريز خطاب به پورمحمدي، گفت: آقاي وزير، بنده تعداد انگشت‌شماري از نيروهاي مسلح را كه با زير پا نهادن قانون در برابر هموطنان خود ايستاده و آن‌ها را مورد ضرب و شتم، تيراندازي و هتاكي قرار مي‌دهند را از بقيه‌ي نيروهاي مسلح جدا كرده و تاكيد كردم كه بعضي از عوامل وابسته به يگان ويژه‌ي نيروي انتظامي و نيروي مقاومت و شخصا دست و بازوي همه‌ي نيروهاي مسلحي را كه اهتمام خود را صرف حفظ امنيت، آرامش و حقوق ملت ايران كرده‌اند، مي‌بوسم.

اعلمي هم‌چنين به وزير كشور گفت:‌ اي كاش قانون و دستورالعمل مربوط به تيراندازي را يك بار مرور مي‌كرديد در اين صورت پي مي‌برديد كه ماموران به هيچ وجه مجاز به تيراندازي به سوي مردم نيستند، مگر آن‌كه در شرايط ويژه آمر قانوني آن‌ها به آنان دستور تيراندازي داده باشد كه در اين صورت نيز آن‌ها فقط مجازند به پايين‌تر از كمر تيراندازي كنند و در جريان آذربايجان اساسا شرايطي به وجود نيامد كه آن‌ها بتوانند از اين مجوز قانوني براي تيراندازي به سوي مردم استفاده كنند.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام مصطفي پورمحمدي در پاسخ به اعلمي گفت: پس از وقوع حادثه تاسف‌بار خردادماه سال گذشته در آذربايجان كه به دنبال چاپ كاريكاتور اهانت‌آميز رخ داد يك تيم بازرسي به منطقه اعزام شد.

وي افزود: اين هيات بازرسي 15 خردادماه 85 گزارشي مفصل را به وزارت كشور ارايه دادند كه در اين گزارش بيش از 16 مورد نقاط ضعف شناسايي و به ما تذكر دادند و 14 پيشنهاد در اين گزارش وجود داشت.

رييس شوراي امنيت كشور به نقش مردم آذربايجان در عرصه‌هاي مختلف و حضور آن‌ها در تمامي عرصه‌هاي كشور اشاره و عنوان كرد: مردم آذربايجان هميشه تاج افتخار ملت ايران هستند.

وي به بخشي از اظهارات اعلمي مبني بر هتاكي، ضرب و شتم، قمه كشي و تيراندازي نيروهاي امنيتي در آذربايجان اشاره و تصريح كرد: براي حافظان نظم و امنيت كه فرزندان اين كشور هستند، اين تعابير را استفاده نكنيم.

پورمحمدي با اشاره به تلاش‌هاي مستمر نيروهاي امنيتي و انتظامي در كشور، گفت: افزايش ضريب امنيتي در مناطق مختلف كشور مرهون تلاش‌هاي اين عزيزان است.

وزير كشور وقوع حادثه آذربايجان را اتفاق ناخواسته بيان و عنوان كرد: بنده اولين فردي بودم كه در كشور نسبت به وقوع اين حادثه ابراز انزجار كردم.

وي تصريح كرد: بنده اظهار كردم كه مردم آذربايجان حق داشتند كه نسبت به انتشار مطلبي در يكي از روزنامه‌هاي كشور عكس‌العمل نشان دهند؛ اشتباهي بد و زشت در يك روزنامه منتشر شد كه آن روزنامه تعطيل و مديرمسوول آن بركنار شد.

پورمحمدي به تلاش‌هاي دشمنان پس از وقوع حادثه آذربايجان در كشور اشاره و تصريح كرد: كشور پس از وقوع اين حادثه تحت فشار جنگ رواني و فتنه‌هاي دشمنان قرار گرفت.

او گفت: كاستي‌ها در تدابير پس از وقوع حادثه آذربايجان وجود دارد.

وزير كشور درباره تعداد دستگيرشدگان در حادثه آذربايجان گفت: يك هزار و 825 نفر در آن زمان دستگير شدند، البته برخي افراد دستگير شده مقصر نبودند كه آزاد شدند.

وي ادامه داد: با شناسايي و اطلاعاتي كه از قبل نسبت به دستگيرشدگان داشتيم حدود 135 نفر از عناصر اصلي و محركان و اغتشاش كنندگان با تكميل پرونده به محاكم قضايي تحويل داده شده‌اند كه هم اكنون در حال گذراندن محكوميت هستند.

وي ادامه داد: در حادثه آذربايجان سال 85، 104 باب از اماكن عمومي، 142 باب از اماكن دولتي مورد آسيب قرار گرفتند و 215 نفر از ماموران امنيتي و انتظامي و 183 نفر از مردم نيز در اين حادثه مجروح شدند و 5 نفر از مجروحان بر اثر جراحات وارده بر اثر اصابت گلوله فوت كردند.

به گزارش ايسنا، وزير كشور در پاسخ به سوال ديگر اعلمي مبني بر اين‌كه مسووليت ضرب و شتم مردم آذربايجان و تيراندازي به آن‌ها بر عهده كيست؟ گفت: حفاظت از نظم عمومي دستور ويژه‌اي نمي‌خواهد، فرمانده امنيتي مكلف است اقدامات مشكوك را مديريت كند.

او ادامه داد: بر اساس دستورالعملي اگر به اماكن طبقه‌بندي شده حمله شود، فرمانده امنيتي مجاز به به كارگيري سلاح در برخورد با حمله كنندگان است.

پورمحمدي خاطرنشان كرد: البته تاكيد شده كه نيروهاي امنيتي و انتظامي به هيچ وجه از سلاح گرم استفاده نكنند مگر در شرايطي كه بايد از اماكن طبقه‌بندي حفاظت كنند.

وي افزود: مديريت اغتشاش، ايجاد امنيت و برخورد با اغتشاشگران وظيفه ماموران است و ما تاكيد داريم كه سعي كنند با تدابير دقيق و هوشمندانه و بدون به كارگيري فشار و عوامل قهري و تيراندازي صحنه را آرام كنند.

به گزارش ايسنا، وزير كشور در پاسخ به پرسش اعلمي مبني بر اين‌كه برقراري حكومت نظامي با كدام مجوز قانوني صورت گرفته است؟ تصريح كرد: اگر در سال گذشته حكومت نظامي در برخي شهرها برقرار شد، بنده نبايد پاسخگو باشم. حكومت نظامي در شهرهاي آذربايجان برقرار نشد، نيروهاي امنيتي و انتظامي در آن اغتشاش از برقراري هر گونه تجمع جلوگيري كردند، حكومت نظامي معناي ديگري دارد.

پورمحمدي گفت: در آن شهرها چند ساعتي مقرراتي اجرا شد كه سريعا پايان يافت.

وزير كشور از اقدامات انجام شده توسط اين وزارتخانه پس از وقوع حادثه آذربايجان گفت: پس از اين‌كه تيم بازرسي گزارش مفصلي را به بنده ارايه دادند، براي اولين بار كارگاه آموزشي براي اعضاي شوراي تامين استان‌ها در تهران برگزار شد و اعضاي اين شورا از برگزاري اين كلاس استقبال كردند و پس از آن براي شوراي تامين شهرستان‌ها، اين كارگاه برگزار شد.

وي ادامه داد: كارهاي زيادي در حين و پس از وقوع حادثه توسط اين وزارتخانه انجام شد تا ديگر چنين حوادثي در كشور تكرار نشود.

پورمحمدي خطاب به نمايندگان مجلس افزود: در مسايل اجتماعي بايد تشريك مساعي كرد: آشوب و حادثه‌اي به ناحق و اهانت‌آميز صورت گرفت، آيا بايد اجازه دهيم كه اين آشوب به بحران اجتماعي تبديل شود و يا با خاطيان برخورد شود؟

وزير كشور خطاب به اعلمي گفت: خوب است شما بيان كنيد كه چه تلاشي براي آرام‌سازي آذربايجان انجام داديد؟ مطمئنا در دعوا حلوا پخش نمي‌كنند.

پورمحمدي گفت: همه افتخار ما اين است كه خاكسار و خدمتگزار مردم هستم.

به گزارش ايسنا، نماينده تبريز پس از توضيحات وزير اعلام كرد كه از پاسخ وزير قانع نشده و در نتيجه سوال جهت بررسي بيش‌تر به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ارجاع شد.

انتهاي پيام

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

 

سنلیگیم،

سنسیزلیگیم قدر آجییرسا بئله

      قوطو - قوطو جیغارا

             جییه ریمه سوموراجاغیمدان

                     بیر گئجه آی ایشیغیندا،

                               دنیزه چارپاجاغیمدان،

اولدوز دولو بوغولاجاغیمدان،

           آجییرسان سنده

سنسیزلیگیمه گل.

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

 

ل دوندورولوش آنیلار بیر ایل سوره سینده نه لر یاشادی؟ ذ

فیکیرداشلیق ائدن یولداشلاردان بو بیر ایل سوره سینده منتدارلیغیمی بیلدیررک،

 وطنیمیزاوغرونداو تورکلویوموزو،

 کولتوروموزو قوروماقدا سیخ - سیخ بیرلییمیزی آرزیلاییرام.

ایل - ایله باشارا بیله جه ییک وطنیمیزه دئیه، باشی اوجا، آلنی آچیق یاشایاجاییزا. (آمین)

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

وطن

 

نه داشا یازدیم سنی

              نه دووارا

نه آغاجلارین قابیغینا

            نه کاغاذا

بو یازیلماسین دئییه شعیریمی

 

                 هئچ پوزا بیلمه دیم کی...

 

سن دیلله نمه دیین قدر گوجلو

 

آما من

        سنیله اولمادیغیم قدر گوجسوز

 

سنینله اولماییم نئیله ییم

 

             وطن.

 

میلتیمیزه اوزگورلوک آرزیسیلا

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  |