تبليغاتX
دومانلی آذربایجان

دومانلی آذربایجان

در پی سهل‌انگاری‌های صورت گرفته

خانه ستارخان در تبریز تخریب شد

خبرگزاری فارس: خانه سردار ملی ایران به دنبال بی توجهی مسئولان امر كه وظیفه حفاظت از میراث ملی و فرهنگی را دارند در خطر نابودی قرار گرفت.

نتیجه سردار ملی (ستارخان) امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، این خانه توسط عمه سردار به فردی به نام حمید مسگری فروخته شده كه بعدها با فوت مسگری در چند سال گذشته قبل 700 متر این خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقیمانده این خانه یك هزار متری نیز در حال تخریب توسط خریدار است.
به گفته سامی، خانه ستارخان به نصف قیمت فروخته شده و در این میان سازمان‌ها و مسئولان مربوطه هیچ واكنشی نشان نداده‌اند.
گزارش خبرنگار فارس از تبریز همچنین حاكی است، اهالی كوچه ستارخان در كوی امیزخیزی تبریز نیز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهیه و تنظیم نامه شدیداللحنی از تبانی مقاطعه كار سودجو با میراث فرهنگی و سهل‌انگاری شهرداری منطقه 4 شهر در ویران كردن خانه ستارخان خبر داده‌اند.
براساس این گزارش، اهالی و ساكنان كوچه ستارخان تاكید كرده‌اند، با تلاش این اهالی و پیگیری‌های مكرر، میراث فرهنگی این خانه را به عنوان میراث فرهنگی تعیین كرده بود و بر اساس درخواست مالك برای تفكیك آن مجور صادر كرده بود و مالك می‌توانست به جز در نقطه‌ای كه خانه ستارخان محسوب می‌شد، در قطعات دیگر ساخت و ساز داشته باشد و اینك با تبانی برخی كارشناسان سازمان میراث فرهنگی و مقاطعه كار سودجویی كه این قطعه را از مالك اصلی به قیمت اندك خریداری كرده ، اعیانی قطعه میراث فرهنگی را نیز تخریب كرده و با استفاده از سهل انگاری شهرداری منطقه در حال از بین بردن خانه ستارخان هستند.
این گزارش می‌افزاید، مردم این بخش از منطقه تبریز در نامه خود تاكید كرده‌اند كه شهرداری منطقه 4 و میراث فرهنگی در جریان امور هستند، ولی اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نمی‌دهند.
برپایه این گزارش، تخریب خانه ستارخان در حالی صورت می‌گیرد كه سازمان میراث فرهنگی مسئولیت مستقیم و قانونی در قبال شناسایی آثار بجای مانده از چهره‌ها و شخصیت‌های تاریخی، فرهنگی و معروف داشته و بایستی از آنها حفاظت كند و با توجه به جایگاه تاریخی و ارزشمند ستارخان در تاریخ مبارزات ملی ـ مذهبی آذربایجان و ایران، میراث فرهنگی و شهرداری منطقه می‌بایست از تخریب آن جلوگیری می‌كردند و امیدواریم مسئولان در قبال مردم و ایندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنین حاكی است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطه‌خواهی ایران و ملقب به سردار ملی است كه در مقاومت تبریز، وی جانفشانی‌های بسیاری كرد.
*گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نیز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نیروهاى وى علیه استعمار روس بود.
پس از پیروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزیمت ستارخان، باقرخان و نیروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبریز رخ داد كه موجب شد این خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نیز غربت خود را بازنیابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهایت نیروهاى روسیه دوباره در كشور و بخصوص آذربایجان مجال خودنمایى یافته و در نهایت خانه سرداران مشروطه را در تبریز به توپ ببندند.
صمد سردارى‌نیا، مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر آذربایجان در این باره مى گوید، از آن جا كه دولت استعمارى روسیه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نیروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلوله‌هاى توپ، خانه این 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك یكسان كرد.
این گفته شاید نشانگر آن باشد كه هم اكنون دیگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «یدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در این باره نظر دیگرى دارد.
وی اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخریب شد و از آن عمارت بزرگ، بیش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نیروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخریب مصون ماند.
این بانوى كهنسال با تأیید این كه خانه مورد بحث، بقایاى همان عمارت ستارخان است، تأكید مى كند، این خانه در طول یكصد سال گذشته دچار تغییرات بسیارى شده است.
در این میان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسایگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گوید: در سال1352خانه ستارخان به دلیل رسیدگى نكردن و شكستن دیوارها تخریب و عقب كشى شد.
وى مى افزاید: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره میراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خرید و احیاى این بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، این تلاشها به نتیجه نرسیده است.
نتیجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهایت، میراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأیید صحت تاریخى بودن این خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهیه كرده تا شاید در سالهاى آینده اقدام به خرید و بازسازى آن شود ...

نتیجه سردار ملی (ستارخان) امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، این خانه توسط عمه سردار به فردی به نام حمید مسگری فروخته شده كه بعدها با فوت مسگری در چند سال گذشته قبل 700 متر این خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقیمانده این خانه یك هزار متری نیز در حال تخریب توسط خریدار است.
به گفته سامی، خانه ستارخان به نصف قیمت فروخته شده و در این میان سازمان‌ها و مسئولان مربوطه هیچ واكنشی نشان نداده‌اند.
گزارش خبرنگار فارس از تبریز همچنین حاكی است، اهالی كوچه ستارخان در كوی امیزخیزی تبریز نیز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهیه و تنظیم نامه شدیداللحنی از تبانی مقاطعه كار سودجو با میراث فرهنگی و سهل‌انگاری شهرداری منطقه 4 شهر در ویران كردن خانه ستارخان خبر داده‌اند.
براساس این گزارش، اهالی و ساكنان كوچه ستارخان تاكید كرده‌اند، با تلاش این اهالی و پیگیری‌های مكرر، میراث فرهنگی این خانه را به عنوان میراث فرهنگی تعیین كرده بود و بر اساس درخواست مالك برای تفكیك آن مجور صادر كرده بود و مالك می‌توانست به جز در نقطه‌ای كه خانه ستارخان محسوب می‌شد، در قطعات دیگر ساخت و ساز داشته باشد و اینك با تبانی برخی كارشناسان سازمان میراث فرهنگی و مقاطعه كار سودجویی كه این قطعه را از مالك اصلی به قیمت اندك خریداری كرده ، اعیانی قطعه میراث فرهنگی را نیز تخریب كرده و با استفاده از سهل انگاری شهرداری منطقه در حال از بین بردن خانه ستارخان هستند.
این گزارش می‌افزاید، مردم این بخش از منطقه تبریز در نامه خود تاكید كرده‌اند كه شهرداری منطقه 4 و میراث فرهنگی در جریان امور هستند، ولی اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نمی‌دهند.
برپایه این گزارش، تخریب خانه ستارخان در حالی صورت می‌گیرد كه سازمان میراث فرهنگی مسئولیت مستقیم و قانونی در قبال شناسایی آثار بجای مانده از چهره‌ها و شخصیت‌های تاریخی، فرهنگی و معروف داشته و بایستی از آنها حفاظت كند و با توجه به جایگاه تاریخی و ارزشمند ستارخان در تاریخ مبارزات ملی ـ مذهبی آذربایجان و ایران، میراث فرهنگی و شهرداری منطقه می‌بایست از تخریب آن جلوگیری می‌كردند و امیدواریم مسئولان در قبال مردم و ایندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنین حاكی است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطه‌خواهی ایران و ملقب به سردار ملی است كه در مقاومت تبریز، وی جانفشانی‌های بسیاری كرد.
*گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نیز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نیروهاى وى علیه استعمار روس بود.
پس از پیروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزیمت ستارخان، باقرخان و نیروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبریز رخ داد كه موجب شد این خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نیز غربت خود را بازنیابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهایت نیروهاى روسیه دوباره در كشور و بخصوص آذربایجان مجال خودنمایى یافته و در نهایت خانه سرداران مشروطه را در تبریز به توپ ببندند.
صمد سردارى‌نیا، مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر آذربایجان در این باره مى گوید، از آن جا كه دولت استعمارى روسیه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نیروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلوله‌هاى توپ، خانه این 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك یكسان كرد.
این گفته شاید نشانگر آن باشد كه هم اكنون دیگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «یدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در این باره نظر دیگرى دارد.
وی اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخریب شد و از آن عمارت بزرگ، بیش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نیروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخریب مصون ماند.
این بانوى كهنسال با تأیید این كه خانه مورد بحث، بقایاى همان عمارت ستارخان است، تأكید مى كند، این خانه در طول یكصد سال گذشته دچار تغییرات بسیارى شده است.
در این میان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسایگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گوید: در سال1352خانه ستارخان به دلیل رسیدگى نكردن و شكستن دیوارها تخریب و عقب كشى شد.
وى مى افزاید: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره میراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خرید و احیاى این بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، این تلاشها به نتیجه نرسیده است.
نتیجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهایت، میراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأیید صحت تاریخى بودن این خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهیه كرده تا شاید در سالهاى آینده اقدام به خرید و بازسازى آن شود
.

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

6hcpt7a.gif
+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

bü şiiri bilirəmki hər yerdə hər məntəqənin şaharin adamları bir gurə deyiblər

bü macoo sayaqıydı ki mən yazdım

öz şaharizdəki dayişikləri bilirsiz əgər yazın

 

o ö və u ü fərqlərin bir dəyərli şaıir yoldaş comment lərdə yazmışlar. məndə bü dəfə düz yazmaya çalışdım

umarım yalnışim olmaz

olsa genə deyin

 

uşudum ay uşudum

bağdan armıt daşıdım

armıtımı aldılar

ustümə cürüm saldılar

mən cürümdən bezaram

kətan köynək yazaram

kətan kpynək mil mili

gəl oxü bizim dili

bizin dil urmu dili

urmu dan gələn quşlar

quşlara darı səpdim

qanatlandı uçmaya

xalq qapısın açmaya

xalq qapısı kilitdi

kilidi babam belində

babam irəvan yolünda

irəvan yolü dər bədər

içində meymün gəzər

meymünün balaları

məni gördu ağladı

tümanına gığladı

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

Derinden derine ırmaklar ağlar,    
    Uzaktan uzağa çoban çeşmesi,    
    Ey suyun sesinden anlıyan bağlar,    
    Ne söyler su dağa çoban çeşmesi.    
        
    "Göynünü Şirin'in aşkı sarınca    
    Yol almış hayatın ufuklarınca,    
    O hızla dagları Ferhat yarınca    
    Başlamış akmağa çoban çeşmesi..."    
        
    O zaman başından aşkındı derdi,    
    Mermeri oyardı, taşı delerdi.    
    Kaç yanık yolcuya soğuk su verdi.    
    Değdi kaç dudağa çoban çeşmesi.    
        
    Vefasız Aslı'ya yol gösteren bu,    
    Kerem'in sazına cevap veren bu,    
    Kuruyan gözlere yaş gönderen bu...    
    Sızmadı toprağa çoban çeşmesi.    
        
    Leyla gelin oldu, Mecnun mezarda,    
    Bir susuz yolcu yok şimdi dağlarda,        
    Ateşten kızaran bir gül ararda,
    Gezer bağdan bağa çoban çeşmesi,    
        
    Ne şair yaş döker, ne aşık ağlar,    
    Tarihe karıştı eski sevdalar.    
    Beyhude seslenir, beyhude çağlar,    
    Bir sola, bir sağa çoban çeşmesi
+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

Özgə dilə yazmaram

Nazlı şirin dilimvar, özgə dilə yazmaram

Doğrasalar da məni, öz dilimi atmaram

Cənnəti versəz mənə, dünyanı satsaz mənə

Mən Anamın naz dilin, başqa dilə satmaram

Şəhriyarım düz deyıb, qatma dilin dillərə

Mən bü gözəl türk dilin, ayrı dilə qatmaram

Bax bü dilin sayəsi, gəzdi adım dillərə

Olmasa gər bü dilim, heç yerə mən çatmaram

Onda ki mən ölmüşəm, qorlayın öz yürdüma

Çün budur adət mənim, özgə yerə yatmaram

Qəbriin ustundə siz, Türkü bü şiri yazın

Öz dilimi atmaram, başqa dilə satmaram

Türk oğlan

ئوزگه دیله یازمارام

نازلی شیرین دیل واریم ، ئوزگه دیله یازمارام

دوغراسالاردا منی اُوز دیلیمی آتمارام

جنتی وئرسز منه ، دونیانی ساتساز منه

من آنامین ناز دیلین باشقا دیله ساتمارام

شهریاریم دوز دییب قاتما دیلین دیللره

من بو گوزل تورک دیلین آیری دیله قاتمارام

باخ بو دیلین سایه سی ، گزدی آدیم دیللره

اولماسا گر بو دیلیم هئچ یئره من چاتمارام

اوندا کی من اولموشم قورلایین اوز یوردوما

چون بودور عادت منیم ئوزگه یئره یاتمارام

قبریمین اوستونده سیز تورکی بو شعری یازین

اوز دیلیمی آتمارام ، باشقا دیله ساتمارام

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

 


..
türküm atatürküm

Bu vatan bizimdir böyle biline,
Kadını yaşlısı Mehmetçiğiyle,
Çanakkale'deki boğazı ile
Söyledi cihana geçilmez diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."


Samsunun ufkunda doğdu o güneş,
Yurdumun bağrını sarınca ateş,
Tüm ulus cephede yan yana kardeş,
Ya ölüm ya kalım tek hedef diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."


Erzurum ve Sivas kongresiyle,
Uğraştı dünyanın meselesiyle,
Milletle beraber gür nefesiyle,
Haykırdı ilk hedef Akdeniz diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."


Dahi başkumandan becerisiyle,
Dumlupınar Afyon İnönü'süyle,
Tüm vatan sulandı al kanlar ile
Ezelden ebede hür olsun diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."


Ağlıyorken ulus hep için için,
Cumhuriyet kurup istiklal için,
Gençliğe emanet hitabe niçin?
Okuyup okutup savunsun diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."


Hayatta hakiki mürşit ilimdir,
Benim güzel Türkçem ana dilimdir,
Motiflenmiş yurdum tıpkı kilimdir,
Huzurla kardeşçe yaşansın diye.

İstikbal göklerde diyen irade,
Cihanda emsali var mı? Nerede?
Dünya var oldukça söyle her yerde
Söyle ki ; "Ne Mutlu Türküm Diyene."

GENÇLİĞİN HİTABESİ


Gençliğin Hitâbesi...
CUMHURİYET'E kalkan el ödünsüz kırılır!
VATANIN TOPRAĞINA kem bakan göz oyulur!
LAİKLİK KARŞITI dil susmazsa koparılır!
ATATÜRK TÜRKİYESİ olursa böyle olur...

Zaman zaman böğrüne değen hançer deliyor
Askere giden yiğit ŞEHİT olup geliyor,
ŞEHİTLİK dince ulvî de kâlbi zedeliyor...
Sülük emdikçe bitmez kan hep tazeleniyor...

'DAYAMIŞTI VATANIN BAĞRINA HANÇERİNİ...'
Kaleşnikofla şimdi kimi tehdit ediyor?
KOPARAMAZ VATANIN ZERRE KADAR YERİNİ
ATATÜRK'LEŞMİŞ GENÇLER O YOK BEN VARIM DİYOR

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

بيانيه حقوقی سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت)- شعبه آذربايجان شرقي

بيانيه حقوقی سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت)- شعبه آذربايجان شرقي

در دفاع از حقوق

تعلیق یافتگان دانشگاه تبریز و دانشجویان زندانی دانشگاه پلي تكنيك

از آنجاييكه جهت رسيدن به يك صلح پايدار جهاني، عدالت و آزادي هاي مدني و فردي چاره اي جز حركت هاي آزادي خواهانه به دور از خشونت بر عليه استبداد و بيدادِ انحصار طلبان و مطلق گرایان وجود ندارد؛ و از آنجاييكه جهت حفظ حقوق انساني ، حيثيت و كرامت بشري چاره اي جز حركت در مسير دموكراسي و رعايت منشور بين المللي حقوق بشر  نيست؛ و بسیاری از دانشجویان درهمین راستا و در جریان فعالیت های صنفی و سیاسی  خود، تحت شرایط غیر قانونی و غیر انسانی قرار گرفته اند لذا سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت)- شعبه آذربايجان شرقي- براساس حقوق مشروع پذیرفته شده در داخل کشور و عرصه بین المللی و با استناد به مفاد قانونی آن بشرح ذیل:

ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشر:

احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده نوزدهم اعلاميه جهاني حقوق بشر:

هر فردي حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسي از داشتن عقايد خود بيم و نگراني نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد.

ماده بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشر:

الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد.

ماده دوم بيانيه سازمان ملل بر حقوق اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی

بند 1) افراد متعلق به اقليت های ملی و قومي مذهبی و زبانی در حوزه شخصی و اجتماعی حق دارند که آزادانه بدون هرنوع اعمال تبعيض يا مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار شده، مذهب خود را علنا ابرازداشته و مراسم آن را انجام دهند و زبان خود را بکار گيرند.

اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

بند 7) تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.

بند 8)مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش .

اصل نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

...هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند .

اصل نوزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

اصل بيست و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد .

اصل بيست و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.

اصل بيست و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اصل سي و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل سي و هشت قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.

متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

اصل سي و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:

هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

 و ...

احكام سنگين انضباطي، تعليق از تحصيل براي دانشجويان هويت طلب دانشگاه تبريز: نعيم احمدي، امين امامي، منصور امينيان، ناهيد بابازاده، هادي بهادري، صمد پاشايي، حامد توفيق، آيدين خواجه اي، علي داور، وحيد دهقاني، بابك رحمتي، بهنام زالي، فراز زهتابي، ابراهيم زينالي، مقصود عهدي، آيدين غفار نژاد؛

همچنين ادامه ي بازداشت دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك: عباس حکیم زاده، علی صابری، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور؛

و بازداشتي هاي نشريات دانشگاهي دانشگاه پلي تكنيك: احمد قصابان، مجید توکلی،احسان منصوری؛

را جزو موارد نقض حقوق شهروندي و حقوق بشر و مغاير اصول صريح قانون اساسي دانسته و محكوم مي نمايد و ضمن احساس نگراني از وضع موجود جهت تبيين مسائل ذكر نكاتي را ضروري مي داند:

1- اينجا تبريز است تبريز! و اصولا دغدغه ها و مطالباتي كه بيان مي شود و نمود پيدا مي كند با شهرهاي ديگر و پايتخت فرق مي كند. دغدغه هاي فعالين دانشجويي هويت طلب دانشگاه تبريز ، مدني و مبتني بر حقوق انساني و در راستاي تحقق منشور حقوق بشر و قانون اساسي مي باشد و از اين رو برخورد هاي غير قانوني و احضار هاي دسته جمعي به كميته هاي انضباطي و روند خارج از معمول اعلام همزمان احكام اوليه و ثانويه ي احكام انضباطي و تلاش در جهت پادگاني كردن فضاي دانشگاه محكوم مي باشد.

2- انتساب نشريات با لوگوي جعل شده و محروم نمودن از حق تحصيل و امتحانات پايان ترم و پروسه ي اعتراف گيري و اقرار تحت شكنجه دانشجويان بازداشتي دانشگاه پلي تكنيك براي جامعه ي دانشگاهي درد آور مي باشد.

ضمن محكوم نمودن توهين به مقدسات هر ملتی، تاسف خود را از بازداشت طولاني مدت دانشجويان ابراز داشته و خواستار آزادي بي قيد و شرط دانشجويان دانشگاهها ي پلي تكنيك و لغو احکام تعلیق دانشجویان دانشگاه تبریز مي باشيم." 

بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:35

توسط ادوارتبریز نوشته شده در چهارشنبه

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

بیانیه جمعی از روشنفکران آذربایجان در اعتراض به دستگیری های غیر قانونی روزنامه نگاران و فعالین سیاسی در آذربایجان

 

از آنجا که حفظ حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری در گرو صلح و عدالت و آزادی جهانی است و از آنجاییکه مادام هر فرد به تمام حقوق انسانی خود دست نیابد چاره ای جز طغیان علیه بیداد و ستم نخواهد داشت و ایمان داریم که اگر کرامت و حقوق همگان از طریق قانون حفاظت شود هیچ انسانی برای دفاع از حقوق خود از خشونت بعنوان آخرین روش استفاده نخواهد کرد.

حرکت ملی آذربایجان جنبشی مبتنی بر خواسته ها و حقوق انسانی و در چارچوب منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم آن و در جهت تضمین برابری حقوقی شهروندان و گسترش آزادیهای مدنی و دمکراتیک است که خواهان به رسمیت شناخته شدن هویت ملی و حق استفاده از فرهنگ خود در همه شئونات زندگی و حق انتخاب زبان مادری خود بعنوان زبان رسمی تحصیلی می باشد. ولی متاسفانه فعالین این حرکت که همگی با روشهای مسالمت آمیز ، مدنی و مبتنی بر قانون فعالیت می نمایند تحت فشارهای غیر قانونی بوده و در معرض دستگیری، شکنجه  و احکام سنگین زندان قرار دارند.

در این میان سعید متین‌پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که بیش از 70 روز است به همراه جلیل غنی لو و بهروز صفری در شهر زنجان دستگیر شده اند و در سلول انفرادی بدون حضور وکیل مدافع  تحت بازجویی و فشار قرار دارند و حتی همسر و خانواده آنها نیز از این فشارهای غیرقانونی در امان نمی باشند.این در حالیست که ماده 5 حقوق بشر به صراحت بیان می دارد "احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون انسانی یا موهن باشد". که این امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تایید قرار گرفته و طبق نص صریح آن "هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است"

این در حالیست که این افراد تنها از طریق قانونی و روشهای مدنی به طرح خواسته های انسانی پرداخته اند.

ما روشنفکران و فعالین سیاسی و فرهنگی و شعرا و نویسندگان آذربایجان با محکوم نمودن گسترش روزافزون سرکوب منتقدان ، نویسندگان و فعالان حقوق بشر و اعمال غیرقانونی مخالف با کرامت و حیثیت ذاتی انسانها خواهان آزادی بی قید و شرط سعید متین‌پور٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری و سایر زندانیان سیاسی آذربایجان می باشیم.

 

هدایت ذاکر

کیان صفری

ابراهیم جعفرزاده

اسماعیل جوادی

جبرئیل خلیلی

ابراهیم رشیدی

اصغر اصغرزاده

صفرعلی خوئینی

یعقوب سالکی نیا

حیدر بیات

فتح الله ذوقی

ناصر علیزاده

اصغر اسدی

مهدی قره داغی

محمد عباسپور

سعید موغانلی

آتیلا کیشی زاده

مهدی نعیمی

عباس نعیمی

یونس زارعیون

علیرضا فرشی

حجت قاسملو

وحید شیخ بیگلو

بهنام ترکانپور

محمود فضلی

نوید محمدی

یاشار حکاک پور

حامد یگانه پور

مجید پژوهفام

داوود عظیم زاده

علیرضا حقی

رضا عباسی

سعید نعیمی

داوود خداکرمی

حامد مسعودی

ابراهیم شهبازی

صالح کامرانی

علیرضا یوسفی سادات

احد داداشی

 

رونوشت :

نمایندگان محترم مجلس شورا

ریاست محترم قوه قضائیه

مطبوعات و رسانه های جمعی

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

کانون مدافعان حقوق بشر

سازمان حقوق بشر اسلامی

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

براي شهناز غلامی ، دوست زنداني ما در تبريز

 

لیلا صحت

۰۴ شهريور ۱۳۸۶

 

 

اولین بار در کارگاه آموزشی بررسی نحله های فمینیستی در ایران که از طرف نهاد مدني مان در تبريز برگزار شد، دیدمش .صراحت بیان و خالی از ترس همراه با لهجه خاص ترکی تبریزي اش اولین مشخصه ای بود که در برخورد اول یادش را براي من به ياد ماندنی ترکرد .

 

بیشتر که باهم آشنا شدیم از فعالیت ها و ازدغدغه های فکري اش گفت، از زندان و بازجو هایش و از رنج هایی که برای اداره زندگیش می برد ،حرف زد از اینکه بارها و بارها بخاطر فعالیت های سیاسی اش شغلش را از دست داده وحتی از مستمری که قانونا بعلت فوت همسرش، به او و دخترش تعلق می گرفت ، محروم شده است وحالا مجبور به بیگاری در موسسه مرکز نگهداری از سالمندان است تا از عهده مخارج زندگی خود و تنها دخترومادرپیری که سرپرستیشان را بر عهداه دارد براید ،حرف زد ...

 

چهره شاد وسرشار ازاعتماد به نفس غلامی برای همه دوستان انرژی بخش است و فراموش می كني که این همان زن تنها و خسته از شبکاریهای مدام است .همیشه پیشقدم در قبول مسئولیت ها بود و هرگز گرفتاری های شخصیش مانع فعالیت هایش نمی شد.

 

فکر کردم چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم .تبریز از زنان فعال و شایسته وفهیم خالی نیست ولی وجود زنانی که حاضر به پرداخت هزینه حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند و جرئت فریاد با صدای بلند رابه خود دهند، بعلت فضای بسیار بسته سنتی انگشت شمار است.

 

برای زنان تبریز فعالیت در سیاست آنهم در جبهه اپوزسیون بسیار پرهزینه است حتی فعالیت سیاسی برای زنان همراه با نظام حاکم خالی از ریسک نیست .

 

در گفتگوهای غیر رسمی با زنان فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی وابسته به نظام حاکم یکی از نقاط مشترک آنان با دیگر زنان فعال اجتماعی وسیاسی رنج بردن از نظام مرد سالارانه چند لایه در حاکمیت دولتی است که فرصت های زیادی رااز آنان سلب کرده است و اسفناکتر اینجاست که همین زنان دارای قدرت هرچند محدود ، خود نیز تبدیل به سربازان پیاده، نظام مرد سالار شده اند تنها اینگونه زنان هستند که شانس حضور وادامه حیات در عرصه های سیاسی پیدا میکنند وگرنه بلافاصله خود از صحنه حذف خواهند شد نمونه بارز آن تلاش شگفت انگیز تنها نماینده زن تبریز درمجلس هفتم برای حذف یکی کاندیداهای زن مطرح در انتخابات شو رای شهر85 بود واکنون صدای این نماینده زن، تنها صدای بلند از زنان تبریز است

 

عنوان سیاسی بودن زن در تبریز شرم آور برای مردان سنتی تبریز است تحمل این عنوان حتی برای بسیاری از مردان سیاست نیز مشکل است هرچند دانشمند فرهیخته تبریزی دکتر سرداری نیا تلاش بسیاری کرده است تا در کتاب تبریز شهر اولین ها،تبریز را در ورود به دروازه های تجدد نه تنها در ایران بلکه در دنیا بعنوان شهر اولین ها معرفی کند،اما اکنون در شهر اولین ها ، هستند بسیاری از زنان تبریزی که در جدال با پیچ وتاب تارهای تنیده در سنت خالی شده ازمحتوای حقوق زنانه مجبور به انتخاب خانواده یا فعالیت سیاسی و اجتماعی شده اند .

این موضوع از مولفه های موثر در خالی تر شدن جای خالی زنان در عرصه های مختلف اجتماعی است هرچند این رویه در ایران به سنت رایجی تبدیل شده است و تمامی زنان از تبعات چنین دیدگاهی رنج میبرند ولی شدت آن در تبریز بیشترلمس می شود.

 

به همین علت با وجود داشتن عنوان چهارمی از شهرهای بزرگ ایران ظهورهرزنی در عرصه اجتماعی تبریزسریع وپررنگ دیده می شود و بسته به وابستگی فکری اش نظام مرد سالار برای ادامه حیات سیاسی و اجتماعی او برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند وصد البته فضای امنیتی کنونی بر میدان فعالیت زنان تبریز سایه اش سنگین تر است و این امر بر نحوه اطلاع رسانی مناسب تاثیر گذاشته.لذا توجه فعالان حقوق زنان در تهران را به این نکته جلب می کنم که شرایط درتبریز با تهران فرق می کند وماندن در میدان برای زنان تبریزی پرهزینه تراز زنان مرکز است وتوان بیشتر ی را می خواهد.از دوستان تهرانی که بواسطه داشتن شبکه اطلاع رسانی وارتباطی قوی بلافاصله پس از هراتفاقی برای همفکران تهرانی خود تلاش مي كنند ،انتظار می رود در چنین مواقعی زنان همفکر خود را در شهرستانها فراموش نكنند.

 

 

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  |