تبليغاتX
دومانلی آذربایجان

دومانلی آذربایجان

آذربایجان و مسله کرد

               بزرگترین اشتباه تاریخی کُردها

                                آذربایجان و توطئه کُرد

 

پاسخ ادعاهای ارضی کردها نسبت به سرزمینهای آذربایجان غربی

 

bebek katili apopkk gerçeği kin tohumları

      نقشه مسخره و مضحکانه

 

حرکت ضد ملي اعضاي تورک کنگره مليتهاي فدرال

 

در قبال حملات دفاعي تورکيه بر عليه تروريسم کرد

 

اقدامات نظامي اخير تورکيه به نظر من چندان کارساز نخواهد بود و مطمئن هستم که اينکار فقط براي ساکت کردن موج اعتراضات ملي در داخل تورکيه انجام شده اند. اينگونه اقدامات بايستي ريشه اي و گسترده انجام گيرند. با بمباران مناطق خالي کوهستان و يا کشتن يک يا دو تروريست نميتوان امنيت را در منطقه برقرار سازد. چه٫ با کشته شدن يک کرد تروريست٫ چند کرد تروريست با کمک همسايگاني نظير ايران و يا قدرتهايي نظير آمريکا و اسرائيل٫ جاي وي را ميگيرند.

 

اقدامات نظامي بر عليه تروريسم بايستي برق آسا و بدون اطلاع قبلي انجام گيرند. بهد از چند هفته مشورت و اخذ اجازه از مجلس و تهديد و ... هر تروريست احمقي هم که باشد٫ اقدام به تغيير مکان خواهد داد.

 

امروزه ديگر عيان است که تمامي اطلاعات کردهاي تروريست براي حمله و مهاجرت از سوي آمريکا و اسرائيل تهيه ميشوند. اطلاعاتي که در اقدامات تروريستي ماههاي گذشته کردها به صورتي کاملا آشکار مورد استفاده قرار گرفته بودند.

 

به هر حال٫ دولت تورکيه چه براي ساکت کردن اعتراضات داخلي٫ چه براي نشان دادن قدرت نشامي در منطقه٫ چه براي القا سياستهاي خود در قبال عراق و کرکوک و چه براي مشروعيت بخشيدن به حضور آمريکا در منطقه! اقدام به توپ باران مناطق خالي از تروريست نموده باشد! اين اقدامات حداقل باعث وحشت شوونيسم فارس شده و از هر سويي صداي اعتراض مزورانه آنها را بلند کرده است.

 

جبهه ملي ايران که غير فارس ستيزيش بر همه آشکار است٫ تورکيه را محکوم مينمايد! در کنار اين شوونيستهاي شناسنامه دار٫ کنگره مليتهاي فدرال ايران بي شناسنامه! را نيز داريم که تورکيه را محکوم مينمايد!

 

کنگره مليتهاي فدرال, که  ايران فارس را ارجح بر هويت ملي غير فارس ميداند٫ يکي از ارکان قابل اعتماد شوونيسم فارس است. اعضاي اين کنگره که به عنوان نماينده ملتهاي تحت ستم معرفي ميشوند در واقع به عنوان خائنين به ملتهاي غير فارس٫ در خدمت شوونيسم فارس و دولت مرکزي هستند.

 

اقدامات مزورانه و به دور از شان انسانهاي متمدن! که در اين کنگره در حال انجام است گواه اين مدعاست که اين کنگره به عنوان يک دام براي ملتهاي غير فارس گسترده شده است. بر تمامي فعالين واقعا ملي واجب است که اعتراضات خود را در مقابل اين خيانتها ابراز دارند و خيانت اين گروههاي ضد ملي را بر همه هويدا سازند.

 

متاسفانه افرادي که مدتهاست به عنوان افرادي ملي و دلسوز به آذربايجان معرفي شده اند نيز در اين کنگره سهم داشته و حتي از محرکين اصلي آن ميباشند.

 

اين کنگره در خصوص جنايات کردها بر عليه آذربايجان سکوت کرده است٫ اين کنگره در زمان تصويب قطعنامه نسل کشي ساختگي ارامنه سکوت کرده است٫ اين کنگره در زمان به شهادت رسيدن سربازان تورک به دست جنايتکاران کرد سکوت کرده است و ...

 

اما امروز در مقابل حملات دفاعي ارتش تورکيه که بعد از سالها ديپلماسي و بخشش يکطرفه انجام گرفته است٫ اينگونه برآشفته اند. چرا؟ چون اينکار تورکيه مخالف اهداف شوونيسم فارس بوده و نيز اعضاي کرد کنگره در حال ماهيگيري از آب گل آلود ميباشند.

 

نمايندگان به اصطلاح تورک در حالي به خواب خرگوشي خود ادامه ميدهند که رقباي حيله باز از هر فرصتي براي پيشبرد اهداف شوم و اشغالگرانه خود استفاده مينمايند. راستي٫ چرا تورکهاي عضو در هر کنگره يا مجلسي٫ هميشه تنبل و خواب آلود تشريف دارند؟

 

من نيز خواهان اعطاي حقوق انساني کردها از سوي تورکيه هستيم اما اين خواست انساني نميتواند بهانه اي براي دفاع از تروريسم کرد باشد. کردها ميتواند در سرزمين خود آزاد باشند. اما٫ اشغالگري و داشتن ادعاي ارضي در سرزمينهاي تاريخي تورکان به شدت سرکوب شده و ملت تورک و جوانان غيور آن با تمام قدرت به بيرون راندن متجاوزان بدخون اقدام خواهد نمود.

 

من بر اين باور هستم که تورکيه با اعطاي خودمختاري به کردهاي تورکيه٫ بهترين اقدام را انجام خواهد داد. اينکار از چند منظر حائز اهميت است.

 

۱- کردستان خودمختار ميتواند به صورت يک منطقه کردنشين ولي آزاد٫ از ليست دشمنان تورک خارج شود.

۲- با اعمال کنترل عمومي از سوي مرکز٫ ميتوان پيشرفت دموکراسي را در مناطق کرد نشين سرعت بخشيد که اينکار در برگشت به نفع تورکيه و ديگر کشورهاي تورک خواهد بود.

۳- تورکيه با اين اقدام خواهد توانست سرمايه گذاريهاي ايران در مسلح کردن تروريستهاي کرد بر عليه تورکها را با شکست مواجه کند.

۴- اينکار تورکيه موجب خواهد شد که کردستان تحت نظارت تورکيه٫ به عنوان مرکزيت کردها مطرح شود و مرکزيت کنوني در دست آمريکا و اسرائيل است به دست تورکها برگردد.

۵- تورکيه ميتواند با اعطاي خودمختاري به کردهاي تورکيه٫ مانع از گسترش جغرافيايي و نيز مانع از ادعاهاي ارضي آنان شود.

۶- تورکيه با اين اقدام خواهد توانست ادعاهاي سرکوب اقليتها را در بعد جهاني کمرنگ و بي اثر نموده و با قدرت بيشتري به مسائل مناطق ديگر از جمله قبرس بپردازد.

۷- تورکيه خواهد توانست با استقاده از منافع اين طرح٫ قدرت خود را براي ايجاد اتحاديه تورک متمرکز نمايد.

۸- اين اقدام تورکيه باعث ايجاد اختلال در سياستهاي کلي کشورهاي همسايه خواهد شد و آنها را سرگرم مشکلات افزون شده داخلي خواهد نمود. اينکار توان آنها را براي دخالت در امور تورکيه و تورک کم خواهد کرد.

۹- تورکيه با خلاص شدن از تروريسم کرد٫ به راحتي خواهد توانست به عنوان وزنه اي قدر در بازيهاي جهاني شرکت کند.

۱۰- تورکستان شرقي٫ کوزوو٫ آذربايجان٫ کرکوک و ديگر مناطقي که به گونه اي تحت فشار دول مرکزي قرار دارند خواهند توانست از اين اقدام تورکيه بهره برداري سياسي نمايند.

۱۱- ..

 

من مطمئن هستم که کردها روزي کردستان خود را برپا خواهند نمود٫ همانگونه که ما آذربايجان خود را آزاد خواهيم کرد. بنابراين٫ محدود کردن کردها در سرزمينهاي مشخص شده در سياستهاي بعد از جنگ جهاني٫ يکي از مهمترين اقدامات تورکيه و آذربايجان ميباشد.

 

کردها به دليل نداشتن سرزمين مشخص٫ به علت نداشتن دولت و به علت داشتن مدافعان مغرض بيشمار٫ تهديدي بالقوه براي خاک و ملت تورک ميباشند. آنها با هر نقشه اي و هر سخني به جوش خواهند آمد. حتي اگر امروز جورج بوش بگويد روسيه مال کردها بود٫ کردها فردا براي روسيه پرچم کردي و نقشه کردي و ترانه کردي اجرا خواهند نمود! با افرادي داراي اين طرز تفکر نبايد همنشين بود٫ مرزبندي بهترين راه است.

 

فارسهاي شوونيسم با تاريخ سازي براي کردها و ماد خواندن آنها٫ کردها را تحريک ميکنند که سرزمين تاريخي ماد را به دست اورده و همچون نژادي آريايي در کنار برادران فارس خود بمانند! مهاجرتهاي مداوم کردها ميتواند دليلي بر اين مدعا باشد. ولي بايد بدانيم که سرزمين ماد و امپراطوري ماد متعلق به تورکهاست. اگر هرودوت را مبناي ادعاها قرار دهيم٫ وي نوشته است که يکي از طوايف تورک به نام بوزآي (اسمي از طوايف تورک٫ مانند بوزقورد) بزرگترين و قدرتمندترين اهرم تشکيل دهنده اين امپراطوري بوده است.

 

هرودوت ميگويد٫ امپراطوري ماد با اتحاد بوميان اکثريت (تورکها) و مهاجران اقليت (آريائيها و غير) ايجاد شد. اين امپراطوري از ۶ طايفه تشکيل يافته بود٫ بزرگترين بخش آن بومي و با نام بوزآي مشخص شده است. يعني٫ در امپراطوري ماد اکثريت با تورکها بوده و سرزمين نيز در واقع متعلق به تورکهاي بومي بوده است ولي به خاطر اتحاد٫ بخشهايي از آن به مهاجران غير تورک واگذار شده بود. اگر مهاجري براي تشکيل امپراطوري با بوميان متحد شود٫ اينکار را ميشود نوعي بشردوستي و ايجاد فدراليسم ملي معرفي کرد. فدراليسمي که بيشترين سهم آن متعلق به تورکها بوده است.

 

امروز٫ ما بايد دقت کنيم که جنگ ما تنها با شوونيسم فارس و فقط براي بدست آوردن حق استفاده از زبان مادري در بعد محدود نيست. ما استقلال کامل خود را ميطلبيم و اينکار سعي و تلاش عظيمي نياز دارد. براي پيروزي در اين جنگ٫ بايد در جبهات مختلف جنگيد.

 

براي آشنائي شما٫ اعضاي کنگره مليتهاي فدرال ايران! را نام ميبرم که شامل اين گروهکها ميباشد. ببينيد تورکها با چه کساني همگروه هستند! با آنهايي که براي اشغال سرزمين ما برنامه هاي چندين ساله اجرا ميکنند و آنهايي که دستشان به خون تورک رنگين است:

 

+ انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان

+ پارت آزادی کردستان

+ جبهه مردم بلوچستان

+ جبهه متحد بلوچستان (جمهوریخواهان)

+ جنبش ملی بلوچستان ایران

+ حزب دمکرات کردستان ایران

+ حزب اتحاد بختیاری و لرستان

+ حزب مردم بلوچستان

+ حزب همبستگی دمکراتیک ا‌هواز

+ کومله

+ حرکت ملی ترکمنستان ایران

+ حرکت بیداری ملی آذربایجان (گاموح)

+ حرکت ملی– دمکراتیک ترکمن

+ سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن

+ کانون فرهنگی آذربایجان

+ کمیسیون دیپلوماتیک آذربایجان جنوبی

 

از تروريسم کرد هرچه بگويم باز هم کم است٫ اين تروريسم به هوس جان و خاک ما زنده است. براي نابود کردن تروريسم کرد٫ اين هوس را از آنها بايد گرفت.

 

سرزمين تاريخي تورک٫ گورستان تروريسم وحشي کردهايي است که عروسک ديگرانند

 

عبدالله گل: صبر ترکیه در حال تمام شدن است

عبدالله گل، رییس جمهور ترکیه می گوید کشورش حملات جنگجویان حزب کارگران کردستان ترکیه، پ ک ک، را از پایگاه های این گروه در خاک عراق تحمل نخواهد کرد.

آقای گل گفت صبر ترکیه در حال تمام شدن است و این کشور مصمم است به تهدیدی که از جانب پ ک ک، احساس می کند، پایان دهد.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه نیز گفت تصمیم مربوط به تهاجم ارتش ترکیه به شمال عراق با آنکارا است نه واشنگتن.

آقای اردوغان این صحبت را در رومانی مطرح کرد.

آمریکا سعی داشته ترکیه را متقاعد کند که علیه جنگجویان پ ک ک دست به عملیات مرزی نزند. این شورشیان اخیرا خاک ترکیه را هدف یک رشته حملات مرگبار قرار داده اند.

قرار است مقام های عراق و ترکیه امروز در آنکارا برای حل این بحران دیدار کنند.

یک هیئت بلندپایه از جانب دولت عراق عازم ترکیه شده تا درباره جنگجویان پ ک ک با مقام های ترکیه مذاکره کند.

مقام های ترکیه می گویند این مذاکرات، آخرین شانس برای متوقف ساختن حملات جدایی طلبان کرد مستقر در شمال عراق است.

علی باباجان، وزیر امور خارجه ترکیه در اظهاراتی که به شکلی بی سابقه صریح به نظر می رسید، گفت عراقی ها باید برای پایان دادن به این بحران، پیشنهادهای جدی داشته باشند در غیراین صورت، گفتگوهای امروز بی معنی خواهد بود.

ترکیه گفته است اگر تلاش های دیپلماتیک برای بیرون راندن جنگجویان پ ک ک به نتیجه نرسد، آماده عملیات نظامی علیه آنهاست.

جامعه بین الملل از ترکیه خواسته است در این مورد خویشتنداری نشان دهد اما نماینده ترکیه در سازمان ملل اخطار داده است که صبر کشورش محدود است.

نیروهای مسلح ترکیه هم اکنون در مناطق مرزی مشغول عملیاتی علیه جدایی طلبان کرد هستند و روز چهارشنبه نیز علیه این جدایی طلبان وارد عمل شدند.

بنابر گزارش خبرگزاری نیمه رسمی آناتولی ترکیه، جت های جنگنده این کشور، مواضع شورشیان پ ک ک را در مرز عراق بمباران کردند.

گزارش شده که در این حملات، پایگاه های کوهستانی سرناک، هکیری، سیرت و وان منهدم شده و مسیرهای کوهستانی مورد استفاده جنگجویان پ ک ک نیز بمباران شده است.

عملیات نظامی ترکیه در پی حمله روز یکشنبه پ ک ک در خاک ترکیه صورت می گیرد که طی آن 12 سرباز ارتش ترکیه کشته شدند.

ارتش ترکیه همچنین می گوید که هشت سرباز این کشور مفقود شده اند.

مسعود بارزانی، رییس دولت محلی کردستان عراق از جدایی طلبان پ ک ک خواسته است در مبارزه برای به دست آوردن حقوق بیشتر برای کردهای ترکیه، عملیات خشونت آمیز را کنار بگذارد.

آقای بارزانی گفته است که دولت محلی کردستان عراق حاضر نیست که از اراضی تحت کنترلش برای حمله به کشورهای همسایه استفاده شود.

آمریکا عراق را نیز به اقدام سریع علیه شورشیان کرد ترغیب کرده است تا مانع حمله نیروهای ترکیه شود.

کاخ سفید می گوید نوری مالکی، نخست وزیر عراق، روز دوشنبه (22 اکتبر) در جریان یک کنفرانس ویدئویی با آقای بوش موافقت کرد "در همکاری با دولت ترکیه سعی کند مانع از اقدام پ ک ک در استفاده از بخشی از خاک عراق برای برنامه ریزی یا انجام حملات تروریستی شود."

پارلمان ترکیه هفته گذشته مجوز حمله به شمال عراق برای مقابله جنگجویان پ ک ک را صادر کرد و تا 100 هزار سرباز با پشتیبانی تانک ها، جت های جنگنده و هلی کوپترها، در نزدیکی مرز مستقر شده اند.

حزب کارگران کردستان ترکیه از سال 1984 تا کنون برای استقلال از ترکیه در جنوب شرق این کشور با دولت می جنگد و تا کنون 30 هزار نفر در این درگیری ها کشته شده اند.

ترکیه، آمریکا و اتحادیه اروپا حزب کارگران کرد ترکیه را یک گروه تروریستی می شناسند.

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  | 

حملات تروریستی پ کاکا چهره ای دیگر از توطئه گری بر علیه تورکها

 

حسن ارک

4/8/86

درچند روز اخیر تورکیه از طرف بخشهائی از قدرتهای جهانی بصورت موذیانه ای تحت فشار و تهاجم   است . البته این فشار وتهاجم در این دو سه هفته اخیر شکل نگرفته و پدیدار نشده است ،بلکه ریشه آن در چند صد سال گذشته نهفته است. ریشه در دورانی دارد که امپراطوری عثمانی ، قدرتی جهانی و غیر قابل حذف محسوب میگردید. در آن  دوران تورکها در بسیاری از نقاط استراتژیک جهان در حاکمیت بودند. صفویه و قاجار در ایران ، ازبکها در آسیای میانه و عثمانی در آناتولی و خاورمیانه وبخشهائی از آفریقای شمالی. این سیستم تنها با دسیسه پردازی و راه اندازی یک جنگ جهانی تمام عیار بر علیه امپراطوری عثمانی  در هم شکسته شد. در راه اندازی یک  جنگ تمام عیار بر علیه تورکها بود که اروپا هویت جدید خود را تعریف کرد ، به روسیه باج داد تا عثمانی را براندازد. آنها دردشمنی با  تورکها موفق نیز شدند. اسناد تاریخی نشان میدهد که نقشه اروپا بر چیدن ریشه دولت تورک در شبه جزیره آناتولی و ایران بوده است . البته مبارزات خردمندانه ملت تورک آناتولی به رهبریت آتاتورک مانع از موفقیت کامل این نقشه شوم شد  در سیر مبارزات ملت تورک آناتولی کشور تورکیه فعلی تشکیل شد و در طول چند دهه به موفقیتهای زیادی نائل گردید.در دو دهه اخیر نیز  این کشور تبدیل به یکی از قدرتمندترین کشورهای منطقه در تمامی زمینه های ژئو استراتژیک و ژئواکونومیک و ژئو پلتیک شده است.

فرو پاشی شوروی سابق و احیای ملتهای تورک و پیدائی ناگهانی چندین دولت تورک فاز جدیدی از هویت گرائی و قدرت یابی ملتهای تورک را فراهم آورده است. در این میان آذربایجان بدلایل زیادی از اهمیت بسزایی بر خوردار است. روندی که در آذربایجان در حال انجام است ، تاثیر انکار ناپذیری بر معادلات منطقه ای دارد. پیدائی ناگهانی دولت آذربایجان شمالی آنهم در شرایطی که برنده ترین سلاح آقتصادی جهان یعنی نفت  خزر را در دست دارد. همچنین بروز قدرتمند جنبش هویت گرائی تورکهای ایران و پدیداری افتخار آفرین حرکت ملی آذربایجان ،  با اینکه در عمل هیچ گونه وابستگی به کشورهای  تورک  ندارد، ولی موقعیت و اهمیت تورکهای جهان و در آن میان کشور تورکیه را دوچندان کرده است.

تمامی این تحولات زمینه ایجاد دگرگونی در توازن قدرت موجود در منطقه را فراهم آورده است. توازن قدرتی که شوونیسم فارس در آن نقش کلیدی داشت و سرکوب و آسیمیلاسیون ملتهای تورک منطقه یکی از آماج اصلی آن بود . اکنون منطقه در معرض دگرگونیهای اساسی است. این دگرگونیها در تمامی زمینه های ژئواستراتژیک و ژئو پلتیک و زئواکونومیک اجتناب ناپذیر است. اگر روند دگرگونی بصورت طبیعی پیش برود، مسلم است که ملتهای تورک بصورت محورهای اساسی و قدرتهای کلیدی در خواهند آمد. با توجه به این موئلفه ها است که میتوان علتهای واقعی بسیاری از شیطنتهای شیطانکهای منطقه ای و انگیزه های اصلی دسیسه پردازی شیاطین  بزرگ جهانی برعلیه دولتها و ملتهای تورک را در یافت.

سنگ اندازی های معاندانه  برخی از کشورهای اتحادیه اروپا در مقابل عضویت تورکیه در این اتحادیه ، ایجاد بلاتکلیفی های مغرضانه در روند کشورداری تورکهای قبرس ، تحریک ارمنستان فقیر و بی چیز  در ادامه اشغال دراز مدت اراضی آذربایجان در قره باغ ، تحریک شوونیسم فارس در جبهه گیریهای احمقانه بر علیه هویت گرائی تورکهای ایران و کمک به  شوونیسم در سرکوب حرکت ملی آذربایجان ، تحریک کردها در تورک زدائی از اراضی کرکوک و اربیل و موصل در عراق ، تقویت و کمک به اسلام گرائی برای مقابله با روند ملی گرائی در تورکیه و سایر ملتهای تورک که نازه استقلال یافته اند و بسیاری توطئه ها و شیطنتهای ریز ودرشتی که در اقصی نقاط اراضی متعلق به ملتهای تورک در حال انجام است.

همه اینها یک هدف محوری را دنبال میکند، آن چیزی نیست جزء کم رنگ کردن و ضعیف نمودن نقش تورکها در دوباره چینی پازل قدرت در منطقه خاور میانه و آسیای مرکزی .

با دقت به این هدف غائی است که میتوان تناقض های موجود در رفتار سیاسی قدرتهای بازیگر در منطقه را دریافت. در چنین صورتی میتوان دریافت که چرا آمریکا در حالی که در ایران با حاکمیت مرکزی درگیر است ، به او در سرکوب هر چه بیشتر هویت گرائی تورکها و حرکت ملی آذربایجان کمک میکند و در حالی که  پرچم دموکراسی و حقوق بشر را برداشته و از آزاذی بیان و قلم صحبت میکند ، اخبار و مطالب مربوط به حرکت ملی آذربایجان را در بایکوت نگاه میدارد و نسبت به نقض حقوق بشر تورکها در ایران بی تفاوت است.

همچنین میتوان فهمید در شرایطی که آمریکا ادعا میکند در عراق بدنبال آرامش است در همان حال در شمال عراق کردها را بر علیه تورکها مسلح و تحریک میکند. پژاک را حمایت میکند تا اراضی تورکها را اشغال کند. پ کا کا را تقویت و مسلح میکند تا در تورکیه دست به عملیات تروریستی بزند. کردستان عراق را نیز به مامن و سنگر آنان تبدیل میکند . آمریکا در شرایطی که در تمامی نقاط عراق نیروهای مخالف را خانه به خانه و نخلستان به نخلستان تعقیب میکند و دستگیر و مجازات مینماید ، در رابطه با جلو گیری از فعالیتهای تروریستی پ کا کا در عراق و تورکیه ابراز عجز میکند! و خود را ناتوان معرفی مینماید! در این میان تصادفا نزدیک به یکصد هزار اسلحه پیشرفته آمریکائی در عراق گم میشود و آمریکا ادعای بیخبری میکند این در حالی لست که باز تصادفا ! این اسلحه ها سر از سنگرهای تروریستی پ کا کا در می آورند!

همچنین میتوان فهمید چرا آمریکائی ها در مقابل کشتار بی رحمانه تورکها در اربیل و کرکوک و موصل که مستقیما بدست کردهای حاکم صورت میگیرد ،سکوت میکند و هیچ اقدامی در جهت جلو گیری از این  گونه اقدامات تروریستی انجام نمی دهد و حتی از یاری رسانی تورکیه به تورکهای مظلوم و تحت ستم در کردستان عراق جلو گیری میکند.

همچنین میتوان فهمید که چرا در آذربایجان شمالی از سوئی ، جهت استفاده از نفت آن به دنبال  حفظ امنیت و آرامش هستند و از سوئی دیگر ارامنه را در قره باغ به تداوم اشغال گری و جنایت پیشگی تحریک و یاری میکنند.

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در شرایط خاصی از تاریخ جهان و در منطقه ویژه ای از جغرافیای گیتی قرار داریم. در این منطقه دگرگونیهای سریع و دخالت گرانه و عمیق در حال وقوع است. قدرتهای جهانی در اروپا و آمریکا مایل به قدرت یابی تورکها نیستند.  آنگونه که از کینه توزی انها بر میآید آنها اگر در توان داشتند بر سر تورکهای منطقه همان را میآوردند که بر سر برادران آنها در آمریکای دو سه قرن پیش درآوردند. آنها اگر در توان داشتند به مانند سرخپوستهای آمریکا تورکهای منطقه را قتل عام میکردند و سر زمینشان را اشغال مینمودند و شاید هم اسم سرزمینهای اشغالی را نیز "آمکاپیا" میگذاشتند . ولی اکنون دیگر شرایط جهان عوض شده است ، و خوشبختانه  به همت مقاوت و ایستادگی و درایت تورکها ، آنها  از چنین توانائی برخودار نیستند. پس به دسیسه چینی و توطئه پردازی روی میآورند.

 باید از خود پرسید ، در حالی که حزب مسلح و نظامی پ کاکا از طرف قدرتهای جهانی غرب یک گروه تروریستی معرفی شده است ، پس چگونه غرب از این گروه تروریستی حمایت میکند؟ پس چرا او را تحریک و مسلح میکند تا به زعم خود تورکیه را متلاشی کند؟ چرا غرب جنبش هویت گرائی تورکهای ایران را در بایکوت نگه میدارد ، سر کوب و حق کشی ها در حق حرکت ملی آذربایجان از طرف شوونیسم فارس را نادیده میگیرد و شوونیسم فارس را در اجرای سیاست سرکوب خشن در آذربایجان یاری میدهد.  آنهم در شرایطی که حکومت حاکم در ایران را دشمن در جه یک خود معرفی میکند.

 چشمها را باید شست ، پاکتر باید دید .از خواب چندین ساله باید بیدار شد. باید از دامهای رنگارنگ رهید و به هویت اصلی خود باز گشت. باید به جد درک نمود که ما تورک هستیم و از حق و حقوقی انسانی برخورداریم که این حق وحقوق از طرف شوونیسم تحت حمایت غرب پایمال شده است.

 اکنون ملتهای تورک به این آگاهی رسیده اند . چندین  دولت تورک به منصه ظهور رسیده اند . تورکیه به عنوان قدرتمند ترین و توسعه یافته ترین کشور تورک عملا به کشور "مادر" دولتهای تورک تبدیل شده است و الگوی عملی پیشرفت و توسعه را در افق دید کشورهای تازه استقلال یافته تورک به نمایش گذاشته است. پس تورکیه را باید شکست تا جهان تورک امکان سر برافراشتن نداشته باشد.

ضد تورکها بخوبی میفهمند ، اگر حرکت ملی آذربایجان در ایران ، بتواند قدرت حاکم در ایران را مجاب به تعامل خردمندانه با خود نماید، یا در ایران تورکهای هویتگرا در قدرت سیاسی سهم شایسته خود را به دست آورند، دیگر نفوذ در خاور میانه غیر ممکن خواهد بود. اگر حکومت ایران از چنگال شوونیسم فارس بتواند خود را رها سازد و به ماهیت اصیل و تاریخی تورک خود بازگردد و آذربایجانیها در آن بقدرت برسند ، این بار به همراه و در همکاری با سایر دولتهای تورک و بخصوص تورکیه تبدیل به قدرتی غیر قابل مهار و تصرف خواهند شد . پس در صدد جلو گیری از آن این روند طبیعی و کاملا عملی هستند. آنان از سوئی شوونیسم فارس را در سرکوب حرکت ملی آذربایجان همراهی میکنند و مانع  ظهور جهانی حرکت ملی آذربایجان درعرصه بین المللی میشوند  وا زسوئی دیگر تورکیه را با مشکل مواجه میسازند. آنها میخواهند اقتصاد تورکیه را متلاشی کنند، روند ناسیونالیسم تورکی را با شارژ  موذیانه دین گرائی تحت تاثیر قرار داده و از مسیر طبیعی و منطقی آن خارج سازند. با تحریک و مسلح نمودن کردهای پ کاکا   ارتش  تورکیه را که یکی از قدرتمند ترین ارتشهای منطقه و جهان است در گیر جنگ کوهستانی و چریکی نافرجام و فرسایشی  نمایند تا به این طریق آن را ضعیف و مضمحل سازند . احزاب و جریانات سیاسی درون تورکیه را به اختلافات داخلی و حذفی گرفتار سازند. آنها در این راستا دست به هر گونه  کثافت کاری که به تصور میآید، میزنند.

 آری  تحولات سیاسی که امروزه در رابطه با تورکیه مطرح است در چنین بستری قابل بحث و بررسی است.  جناحهائی از قدرت حاکمه در آمریکا با مطرح نمودن نسل کشی دروغین ارامنه در امپراطوری عثمانی ، سعی دارند،  افکار عمومی در تورکیه را عصبی و تحریک نمایند . در همان حین پ کاکا را تحریک و مسلح میکنند که جامعه در حال توسعه تورکیه را به آشوب بکشد ، درنهایت نیز  ارتش و نیروهای نظامی تورک را متهم به بی لیاقتی و ناتوانی نمایند.

 البته در این میان  گفتگو در این باره که تورکیه در مقابله با این توطئه ها چه باید بکند ، خود بحث و مجال دیگری را میطلبد . دراین باره در نوشته دیگر بحث خواهد شد . ولی با این همه مطمئن هستیم که سیاستمداران تورک بهترین و منطقی ترین گزینه را انتخاب خواهند کرد.

همچنین در رابطه با این مسائل از طرف برخی جریانات سیاسی آذربایجانی وغیر آذربایجانی موضع  گیریهای مختلفی صورت گرفته است که آن نیز در نوشته  جداگانه ای مطرح خواهد شد.

+ یازیلمیش  تبریز ده   یازان دومان  |